هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

467

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

فريب ، آن را وسيله قرار داده‌اند . آنها شنيده‌اند كه من در برابر حريفان جنگ جمل قرآن بالا برده‌ام آنها نيز همانند آن كردند ولى آنچه من آن وقت مىخواستم نمىخواهند لذا به كار آنها توجه مكنيد و بر يقين و ثبات خود پاى بر جا باشيد . و پس از آنكه نبرد مىرفت تا به سود امير المؤمنين پايان يابد و معاويه در صورتى كه برخى اعراب او را به شكيبايى و وقت‌كشى فرانمىخواندند ، آماده فرار مىگرديد ابن العاص هوش و نيرنگ خود را به كار بست و فرمان داد تا قرآنها را بر افرازند و همچنانكه امير المؤمنين در بصره كرد ، به حكم آن مراجعه كنند ولى اين كجا و آن كجا ؟ على در نبرد بصره قرآنها را در ميان دو صف وقتى بر افراشت كه پيش از آن با آنها گفتگو كرده بود و تمام سعى خود را براى جلوگيرى از خونريزى و تحقق وحدت كلمه به كار برده بود ولى از آن همه تلاش و كوششها كه طرفى نبسته بود آنان را به حكميت قرآن فراخوانده بود و به كار بست احكام آن دعوت كرده بود تا از جنگ و خونريزى و آثار شوم و نكبت‌بار آن جلوگيرى كرده باشد و خود در عين حال مطمئن بود كه نتايج اين جنگ به سود وى تمام مىشود ولى پيروزى با خشونت و قدرت را پيروزى نمىدانست . و از آن دم كه وارد كوفه گرديد با اهل شام برخورد كسى را داشت كه همواره مىخواست از جنگ و جنگيدن بپرهيزد و خود را دور از آن نگاه دارد و مدت زمانى را با آنها از طريق نامه‌نگارى و گسيل كردن فرستادگان طى كرد و از نتايج جنگ و اثرات شومى كه بر مسلمانان بجاى مىگذارد برحذرشان داشت و آنگاه كه بر آب مسلط شد والاترين نمونه‌هاى بخشندگى و عطوفت و مهر را در مورد آنها به كار بست و آب را براى آنها و يارانش به طور تساوى و يكسان ، دست يافتنى ساخت زيرا او صاحب رسالتى است كه مىخواهد آن را بگستراند و طالب حقى است كه مىخواهد مردم را بدان خود دهد ولى معاويه براى قدرت و تنها براى آن مىجنگيد . او با همان روحى كه ابو سفيان و همسرش هند و خانوادهء امويش با رسالت محمد بن عبد اللّه سر ستيز داشتند ، مىجنگيد لذا او تنها هنگامى كه جنگ از پايش در آورده بود و آخرين اميد پيروزيش را بر باد داده بود اقدام به بر افراشتن قرآن بر نيزه‌ها و رجوع به آن كرد و با اين حال دعوت به آن نمىكرد تا حكم آن را به كار بندد بلكه بدين منظور كه نفس خود را بازيابد و در ميان ارتش عراق با شيوه جديدى در نيرنگ و فريب و آن هم پس از ناكامىاش در جبههء نبرد واقعى با ارتش و سلاح ، شكاف و رخنه و جنددستگى ايجاد كند . اين خواسته‌اش نيز بر آورده شد چه همين‌كه مسئلهء حكميت قرآن در ميان اهل كوفه شايع گرديد صداهاى