هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

463

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

آنان را از گمراهى نجات ده تا آن كس كه حق را نشناخته بشناسد و آن كس كه به تجاوز و ستم پرداخته از آن بازگردد . و وقتى كه يارانش در فرمان جنگ دادن او را پرتأنى يافتند و برخى وى را به ترديد در مورد اهل شام ، متهم ساختند و برخى ديگر به ترسويى ، فرمود : به خدا سوگند كه هيچ باكى ندارم چه مرگ بر من آيد و چه من با مرگ دسته و پنجه نرم كنم و در مورد اينكه مىگوييد نسبت به اهل شام ترديد دارم ، به خدا سوگند هيچ وقت دستم به جنگ نرفت مگر آنكه اميد داشته باشم كه گروهى به من بپيوندند و هدايت شوند و به چراغم راه يابند و اين برايم بهتر از آن است كه همچنانكه گمراه است به جنگش بپردازم و بر گناهانش و گناه‌كاريش پاى فشارد . آنگاه فرمود : پروردگارا تو مىدانى كه اگر بدانم رضاى تو در آن است كه نوك شمشيرم را در شكمم فرو كنم و آنگاه روى آن خم شوم تا شمشير از پشتم در آيد اين كار را مىكنم خداوندا من امروز كار نيكى بهتر از جهاد با اين فاسقان نمىدانم و اگر كارى كه ترا بيشتر خشنود مىسازد مىدانستم همان را انجام مىدادم . و در ادامه فرمود : خدايا ! اى پروردگار زمين كه آن را جاى زندگى آدميان و چهار پايان و پرندگان و حشرات و جانوران بىشمار ديگرى كه به نظر نمىآيند نمودى . خدايا اى پديدآورندهء كوههاى استوارى كه آنها را هميشه پايدار و پناهگاه آفريدگانت فرمودى اگر ما را بر دشمنانمان پيروز گردانيدى ، ستمكارى و مردم آزارى را از نهادمان دور ساز و دلهايمان را با پرتو حق جلا داده بپرداز و چنانچه آنها را بر ما چيره كردى از شهادت برخوردارمان بدار و زنهار در بوتهء فتنه و پريشانيمان مگذار . در اينجا و پس از آنكه اهل شام دهها بار بىحرمتى كردند و تعدادى كشته از آنها بجاى گذاشتند ناگزير مىبايست به يارانش اجازه و فرمان جنگ مىداد همين كار را نيز كرد و نبرد سختى ميان طرفين با شدت تمام درگير شد كه تاريخ نمونه آن را به ياد نداشت . در اينجا نمىخواهم جزئيات نبردهايى را كه ماهها به طول انجاميد و بيش از صد هزار قربانى از مسلمانان گرفت كه جملگى را معاويه و عمرو بن العاص فريفتند و آنان را به چنان نكبتى كشاندند ، تشريح كنم چه در كتب تاريخ كه دهها كتاب را مىتوان بر شمرد جريان مفصل آن را كه دوستان و دشمنان هر دو طرف افزوده‌هاى نبوده را چاشنى