هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
464
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
آن كردهاند همه آمده و خواننده مىتواند به آنها مراجعه كند و من تنها به اين گفته بسنده مىكنم كه ، ميان طرفين نبردى جريان داشت كه همه مرزهاى خشونت و - درندهخويى را پشت سر گذاشت . امير المؤمنين به اتفاق همراهانش از مهاجرين و انصارى كه زنده مانده بودند و پيشاپيش آنها عمار ياسر و صحابهء پاك رسول خدا به سوى اهل شام پيش آمدند و عمار با صدايى كه اهل شام آن را مىشنيدند فرياد مىزد : به خدا سوگند اگر آنچنان بر ما ضربه وارد آوردند كه به نخلهاى « هجر » عقبنشينى كنيم بازهم مىدانيم كه ما برحقيم و آنها بر باطل هستند و همچنانكه نيزهها و ضربهها را با سينه و گردن خود استقبال مىكرد پيش مىرفت و آنگاه به ميان دو صف مىايستاد و دستانش را بلند مىكرد و مىگفت : خداوندا هيچ كارى را از جهاد با اين قوم نمىشناسم كه ترا بيشتر خشنود سازد و اگر كارى خوشايندتر سراغ داشتم همان را انجام مىدادم . بسيارى از طرفداران معاويه ، از اين موضوع عمار و عزم صادقانهاش بر ادامهء نبرد و مبارزهء تا آخر ، متزلزل گرديدند زيرا سخنان پيامبر بر هيچكس از سرشناسان مسلمان پوشيده نبود و مردم همچون آيه قرآنى ، آن را زبان به زبان مىگفتند : خوشا به سعادت عمار كه گروه ستم پيشهاى او را مىكشند عمار با حق است و هركجا حق باشد او نيز همانجاست و اينك اين عمار است كه پا به پاى على بن ابى طالب مىجنگد و پرصلابت مىرزمد و مىگويد : كارى از جهاد با معاويه نمىشناسم كه ترا بيشتر خشنود سازد بنابراين معاويه و ستمگرانى كه به كمكش شتافتهاند از جفاپيشگان به رسول خدايى بشمار مىروند كه از پيش خود سخن نمىگويد و قرآن كريم نيز مسلمانان را بنا به آنچه در آيهء ذيل وارد شده به مسلمانان فرمان مىدهد تا با گروه جفاپيشگان بجنگد تا تن به فرمان خدا دهند : « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ » ( الحجرات - 9 ) و اگر دو طايفه از اهل ايمان به قتال و دشمنى برخيزند شما مؤمنان در ميان آنها صلح برقرار كنيد و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم كرد با آن طايفهء ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا بازآيد ( و ترك ستم كند ) . بنابراين او ( عمار ياسر ) ، به حكم قرآن مىجنگد . چنين انديشههايى بسيارى از كسانى را كه معاويه و ابن العاص فريفته بود به خود آورد و شگفت زده كرد و اينك اين صداى رساى اوست كه در همه سوى ميدان نبرد طنين افكنده و رفتن به بهشت را نويد مىدهد : بندگان خدا پيش رويد پدر و مادرم به قربان شما حبيبم رسول خدا ، خبرم