هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

454

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على ( ع ) بر سر راه خود به كوفه در ميان منابع تاريخى چيزى نيافتم كه اشاره بدين داشته باشد كه امير المؤمنين به هنگام بيرون آمدن از مدينه و رفتن به سوى بصره در انديشه ترك اين شهر بوده و تصميم داشته كه كوفه يا شهر ديگرى را بجاى مدينه به عنوان مركز حكومت خود برگزيدند و گمان هم نمىكنم كه او يا ديگرى از مردم چنين خيالى در سر داشته بودند ولى شرايطى كه پس از نبرد بر وى تحميل شد او را بدين كار واداشت ولى پس از پراكنده شدن متمردين و بازگرداندن عايشه به خانه‌اى كه خدايش و رسول فرمان داده بود در آن جاى گيرد و مردم در بصره با او تجديد بيعت كردند و اوضاع در آنجا مستقر گشت پسر عمويش ابن عباس را بر آن گمارد و پس از يك يا حد اكثر دو ماه از پايان نبرد رهسپار كوفه شد تا آنجا را مركز خود و پايتخت حكومتش سازد . در اينجا مورخين در انگيزه‌هايى كه وى را بر اين كار واداشت اختلاف نظر دارند . برخى بر اين باورند كه مالك اشتر و ديگر سران كوفه چنين مىخواستند و پافشاريش كردند و او نيز درخواستشان را پذيرا شد و برخى ديگر بر آنند كه شورشيانى كه طبرى و برخى مورخين آنان را سبئيستها مىنامند در بيرون شدن از بصره و رهسپار كوفه شدن شتاب كردند و ناگزيرش ساختند تا از بيم مفسده‌جويى آنها در آن و برپايى فتنه‌اى از آن دست كه در بصره علم شد ، به آنها ملحق شود . و در برخى از روايات نيز آمده كه وقتى على ( ع ) فرزندان عمويش عباس را بر كارگزارى بصره و يمن و حجاز گماشت و عبد اللّه را بر بصره ، عبيد اللّه را بر يمن و قثم بن العباس را بر حجاز كار گزارد كرد مالك اشتر از اين كار او انتقاد كرد و به وى