هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

431

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

به علاوه سياست خردمندانه ايجاب مىكرد كه چنين برخورد سرسختانه‌اى با معاويه و ديگر كارگزاران عثمان بر شهرها ، داشته باشد زيرا حضرتش تا آخرين لحظات زندگى عثمان ، اصرارش مىكرد كه آنان را عزل كند و با كفايتها را بر مسلمانان بگمارد و همه از كوچك و بزرگ و دور و نزديك و دوست و دشمن اين موضع او را مىدانستند حال چگونه مىشود تا ديروز ابقاى آنان را بر عثمان خرده گيرد و همراه با شورشيان خواستار كوتاه كردن دستشان شود و به خاطر آنها ، همصدا با همهء مسلمانان ، تهديدش كند و امروز معاويه را كه از همه بدتر و خطرناكتر است در پستش ابقا كند و به انتقاد كنندگان سياست عثمان كه خود يكى از سرسختترين آنها بود ، چه پاسخى دهد ؟ على ( ع ) طالب قدرت نبود و حكومت و سلطه در ديدگاه او وسيله‌اى جز براى حق و عدالت و دادخواهى از ستمديدگان بشمار نمىرفت و به نظر او ابقاى معاويه در سمتى كه داشت حتى براى يك روز تثبيت باطل و گمراه‌سازى مردم و معامله در دين و بهره‌گيرى از باطل براى نيل به هدف خود بشمار مىآمد و محال است كه امير المؤمنين ( ع ) بدين پايه‌اى كه ميان سياست و سياستمداران شايع بود ، سقوط كند و خود در پاسخ آنانى كه از وى مىخواستند معاويه را ( فعلا ) به حال خود رها كند مىفرمود : من هرگز از گمراهان و گمراه‌سازان ، ياورى نمىخواهم . استاد عبد الفتاح عبد المقصود دربارهء سياست على راجع به ياران و كارگزاران عثمان ، مىنويسد : ناظر بر سياست على ( ع ) در مورد كارگزاران عثمان ، به ميزان صحت اين سياست ، آنگاه كه آنان را بر كنار ساخته و ديگرانى كه به اصول و بنيادها و ارزش‌هايش پايبندند به جايشان گمارد ، پى مىبرد و نيز در مىيابد كه او در تحقق خواست همهء مردم ، ژرف‌انديشى زيادى از خود نشان داده زيرا تنها همان كارى را كرده كه شهروندان شهرهاى بستوه آمده بر وى ديكته و الهام مىبخشيدند و اينك گذشت زمان ، فراست او را به اثبات رسانيد و از هر سوى و هر جا ، كمر به طاعتش بستند ؛ ولى در مورد شام ، وضع ديگرى است زيرا اين محدوده در چنگ مرد قدرت طلب و شيفتهء سلطه‌اى است كه گذاشتن يا نگذاشتن او در آن سمت ، هيچ تفاوتى برايش ندارد و جز سركشى و تمرد او ، ثمرى ببار نمىآورد زيرا او همهء قدرتى را كه اينك بدست رقيب قديمىاش افتاده ، نمىخواهد . و در ادامه مىنويسد : و چه بسا اگر امام او را در شام ، پابرجا گذاشت مىتوانست در انظار مردم چنين جلوه‌گر شود كه از حالت عزلش ، قدرتمندتر است زيرا امكان مىيابد