هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

421

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

مىفرمود : خدا لعنت كند « ابن الصعبة » كه عثمان اينهمه به او ثروت داد و او با وى چنان كرد « 1 » . كشته شدن عثمان در بيشتر محافل اسلامى مدينه و خارج از آن از جمله در ميان كسانى همچون طلحة و زبير و عايشه و سعد بن ابى وقاص و معاويه كه بنا به منافع خاص خود مردم را عليه او تحريك مىكردند و كسانى كه تصرفات او را خوش نداشتند و مسلط گرداندن مروان بن الحكم و بنى اميه را بر مردم و بر منابع و ثروت امت را نمىپسنديدند به فال نيك گرفته شد . هر دوى اين گروه اگر چه هدفها و ديدگاه متضادى داشتند از اين واقعه استقبال كردند . ولى على ( ع ) در رابطه با اين موضوع ، برخورد منحصر به فردى داشت . او همواره نهايت تلاش و سعى خود را مىكرد تا كارها به جايى كه رسيد نرسد و چندين بار طى وساطتهاى اصلاح طلبانه ميان خليفه و انقلابيها تلاش كرد تا آنان را از فرجامى كه بدان رسيدند بازدارد و به ميانه‌روى و منطق روى آوردند و از حق خودشان سوء استفاده نكنند و زمينه را براى هرج و مرج طلبان و خرابكارانى كه مترصد فرصتى براى نيل به هدفهاى شوم خود بودند ، فراهم نسازند و خليفه را نصيحت مىكرد كه عدالت پيش كند و داد ستمديدگان بستاند و آنهايى را كه سرنوشت امت را به بازيچه گرفته‌اند و مقدساتشان را زير پا مىگذارند از مراكز قدرت دور سازد و پستهاى آنان را به افراد با كفايت و دين‌دارى تسليم كند . او ( على ( ع ) ) در همين چارچوب فعاليت مىكرد و ميان شورشيان و دار و دستهء حاكم رفت و آمد مىكرد و موفق شد به خواستهاى انقلابيون چارچوب و حد و مرز معينى دهد ولى موفق نگرديد كه موضع خليفه و درباريان او را تغيير دهد و هنگامى كه از ايفاى اين نقش نااميد گرديد خانه‌نشين شد و به انتظار حكم قضا و قدر دربارهء حاكم و محكوم نشست و درب خانه به روى خود بست و همواره اميد داشت كه فرجام كار جز آنچه كه شد ، باشد و در راه درستى قرار گيرد و با كلمات قصارى كه از يك كتاب گوياترست به تشريح جريان پرداخت و فرمود : بگذاريد علت اين كار را برايتان روشن سازم ؛ او شيوهء خودسرى پيشه گرفت و بد كرد و شما هم از رفتارش به ستوه آمديد و كيفرش را بيش از آنچه سزاوار باشد داديد . دادار پاك مىداند در روز شمار ، چگونه ميان شما و او داورى كند .

--> ( 1 ) نگاه كنيد به شرح نهج البلاغة ص 167 جلد اول .