هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
412
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
شورش عليه عثمان و فرجام او وقتى جريان فوت آن بزرگوار جليل القدر آن هم بدان شيوه ، به گوش مردم رسيد خطرات رژيم فاسدى كه الحكم بن ابى العاص و فرزندان وى در آن به امر و نهى و حيف و ميل اموال مردم مىپرداختند و آقا بالا سر مردم شده بودند ، به طور مشخصى عيان شد . در اين رژيم آنانى كه از همهء مردم به خدا و رسولش نزديكتر و بدانها خالصتر ، مورد عذاب و شكنجه و تبعيد از شهر و حريم پيامبر مىشدند . وقتى اين موضوع به سمع مردم رسيد و ديدند كه دار و دستهء حاكم به دور برگزيدهء خويش جمع شده و به خودكامگى و ستمپيشگى و عذاب و شكنجه هر آن كس كه ايشان را به نيكى امر مىكند و از زشتى و پلشتى نهى مىنمايد ، مىپردازند از همهء شهرها ، براى نجات امت از آن دار و دستهء حاكم گرد آمدند و مدينه را از هر سوى ، احاطه كردند و در كنار آنها ، طلحة ، الزبير و عمرو بن - العاص و برخى ديگر به اتفاق بانو عايشه نسبت به قتل عثمان ، هيجان بيشترى نشان مىدادند . راويان متفق القولند كه طلحة و الزبير از همه مردم نسبت به او سرسختتر بودند و عثمان بن عفان مىگفت : امان از دست ابن الحضرمية ( كه منظورش طلحه باشد ) به او فلان و به همان مقدار طلا دادهام ولى امروز به خونم تشنه است پروردگارا هرگز از آنها برخوردارش مگردان . وقتى محاصره عثمان شدت گرفت طلحه با لباس مبدل و بىآنكه خود را به مردم نشان دهد ، خانه عثمان را به نيزه گرفته بود و آنگونه كه مورخين روايت مىكنند وقتى ورود محاصره كنندگان به خانهء عثمان دشوار گرديد طلحه آنان را به خانهء يكى از انصار رهنمون شد و بر بالاى پشت بام خانه بردشان كه از آنجا توانستند وارد