هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

367

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

را رويارويى آشكار با او و سلف در گذشته‌اش ( ابو بكر ) ارزيابى كرد و به درخواست چيزى از او پرداخت كه قبلا درباره‌اش با وى سخن گفته بودند و بخاطر حفظ دوستى ، آن را پنهان داشته بود ولى اينك كه كار بدينجا كشيده شده نيازى به سكوت و پنهانكارى نيست . به او گفت : اى ابن عباس ، به اطلاع من رسانده‌اند كه خوش ندارم آن را با تو در ميان بگذارم چه در اين صورت ، منزلت تو نزد من از ميان مىرود . گفت : و آن چيست اى امير المؤمنين ؟ آن را به من بازگو ؛ اگر باطل بود كسى چون من باطل را از خود دور مىگرداند و اگر حق بود منزلت من با آن ، نزد تو از ميان نمىرود . گفت : به من خبر داده‌اند كه تو همواره و هنوز هم مىگويى : اين امر ( خلافت ) ستمگرانه و بنا بر حسد ، از ما گرفته شد . ابن عباس از پاسخ گفتن به او در نمىماند و از اين گفته‌اش ، عدول نمىكند و به فوريت پاسخش مىدهد كه : آرى به حسد و ستم ( خلافت ) گرفته شد . ابليس نيز آدم را مورد رشك قرار داد و خدا او را از بهشت بيرون گرداند و ما بنى آدم هستيم كه مرود رشك قرار گرفته شد خلافت از ما به ستم گرفته شد و تو اى امير - المؤمنين مىدانى كه حق از آن چه كسى است . و در ادامه گفت : اعراب در برابر بيگانگان ، حق رسول خدا را بميان كشيدند و قريش در برابر اعراب نيز از همين حق سخن راند ولى ما از قريش و ديگران ، در حق رسول خدا ، سزاوارتريم . به نظر مىرسد كه عمر بن الخطاب از اين صراحت لهجه عبد اللّه بن عباس به تنگ آمد و بر او گران تمام شد و پاسخى نداشت كه به او دهد لذا در پى بىآن بر آمد كه گفتگويش را ادامه ندهد . به او گفت : برخيز و به خانه‌ات شو اى عبد اللّه . او نيز منظورش را دانست و مجلس را با حضار ، ترك گفت و رفت . ابن الخطاب متوجه شد كه اين رفتار و برخوردش خشونت‌آميز بوده و بيم آن داشت كه نكند به او بىحرمتى شده باشد كه دستور بيرون رفتن و ترك مجلس را به وى داد . لذا پيش از آنكه از نظر پنهان شده به او گفت : اى كه در حال رفتنى من همچنان حق ترا مراعات مىكنم . عبد اللّه بن عباس بىآنكه تحت تأثير هيبت مقامش واقع شود يا اين نرمش او بر وى مؤثر واقع شده باشد ، رو به او كرد و گفت : من بر تو و بر هر مسلمانى حقى به رسول خدا دارم آن كس كه اين حق را حفظ كند حق خويش را حفظ كرده و هر آن كس كه آن را ناديده و پايمال سازد حق خود را پايمال ساخته است و به راه خود ادامه داد و از اينكه در چنين مجلسى سخن حقى بر زبان آورده بود و خشونت و درشتى او تحت تأثيرش قرار نداده و از هيبت دشمنش نهراسيده و زيادى يارانش او را وحشت زده نكرده