هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

343

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

امام على و خلفاى سه‌گانه امير المؤمنين خود به اتفاق گروهى از انصار و مهاجرين ، طى سه يا شش ماه پس از وفات پيامبر ( ص ) ، برخورد قاطعانه و انعطاف‌ناپذيرى با خلافت أبو بكر داشت و همچنانكه گفتيم تا وفات فاطمهء زهرا ، حق خويش را طلب مىكرد . و در اين رابطه پيش از هر چيز استدلالش همانى بود كه خودشان در برابر انصار ، مطرح كردند و سخنان و گفته‌هايش را كه هيچ كس نمىتوانست انكار كند به خاطرشان آورد و بر همهء ادعاهاى ايشان خط بطلان كشيد و توانست با برخوردهاى خردمندانه ، تعداد بسيارى از مسلمانان را به سوى خود كشد و از بيعت با ابو بكر پشيمان شوند و از در مخالفت با وى درآيند ولى نشانه‌هاى مقاومت و قيامهاى مسلحانه‌اى كه در ميان اعراب نمايان شد و برخى از آنها به رهبرى ( متنبئين ) از دين بازگشتند او را ناگزير ساختند كه از حق خود صرفنظر كند زيرا اگر او همچنان موضع خود را حفظ مىكرد خطر اين وجود داشت كه آيين محمد ، از اساس ، مورد تهديد قرار گيرد و ديگر چاره‌اى جز اين نداشت كه با آنان همراهى و همگامى نشان مىداد تا اسلام به راه خود ادامه مىداد و پيامبرى محمد رسول خدا در دلها جاى مىگرفت و آيين وى همچون ترانه‌هايى ورد زبان ميليونها تن در اوقات نماز صبحگاهى و شامگاهى در هر جا و هر وقتى مىشد و آيا گذشته از خلافتى كه آن را مىطلبيد جز اينكه مردم را به خير و صلاح رهنمون باشد و رهنماى ايشان باشد و گره از كارشان بگشايد و در راه نشر اسلام و عظمت آن ، شمشير زند ، مىتوانست هدف ديگرى را پىگيرد ؟ در آن دورهء دشوار از تاريخ اين آيين ، امير المؤمنين دريافت كه مصلحت اسلام