هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

340

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

زندگى هستند و نيازمنديهاى مردم را از شهرهاى دور و دراز فراهم مىكنند و از راه درياهاى موج‌پرداز و صحراهاى آكنده از سوز و گداز و دشتهاى پرنشيب و كوههاى با فراز همان جاهايى كه ديگران كمتر دسترسى دارند و در برابر سختيها و خطرهاى آنها تاب نمىآرند ، مىگذرند . پس آنان مسالمت جو هستند و نبايد از اينكه شايد روزى ياغى شوند بيم داشت و هوادار صلح و آرامشند و نشايد ايشان را در ردهء آشوبگران گذاشت . بهتر است در شهرى كه هستى و همچنين در گوشه و كنار ايالتى كه زير فرمان دارى به اوضاع و احوال يكايكشان رسيدگى كنى با همهء اينها بدان كه بسيارى از آنها در دادوستد بىاندازه سختگيرى مىورزند و از خود بخل و تنگ - چشمى نشان مىدهند و براى بردن سود بيشتر به احتكار مىپردازند و هر نرخى كه دلشان بخواهد روى كالاها مىگذارند اين كارها به زيان تودهء مردم است و براى فرمانداران عيب بزرگى بشمار مىرود بنابراين از احتكار جلوگيرى كن چه رسول خدا ( ص ) از آن جلوگيرى فرمود . بايستى كه دادوستد درست باشد و با موازين عدالت انجام بگيرد و نرخها به هيچ يك از طرفين - فروشنده و خريدار - زيان نرساند ( محتكرانى را كه پس از گوشزد تو دوباره به كار احتكار مىپردازند توبيخ و مجازات كن اما به شرطى كه در مجازات اسراف نشود ) . و در فرازهاى ديگر اين فرمان ، سفارش مستمندان و يتيمان و بيماران و افراد مسنى كه قادر به كار نيستند مىكند كه بر ايشان از خزينهء دولت مقررى كافى ، اختصاص دهد و ديگر نكات و برجستگيهايى كه حتى در دوران ما ، مترقىترين كشورها ، بدان نرسيده‌اند . خلاصه اينكه روش زندگى او در برابر مردم چه آن روزى كه حاكم بود و روزى كه محكوم ، آنچنان فضيلتها و ارزشهايى را برايش رقم زده است كه او را در رديف پيامبران و فرستادگان ، قرار مىدهد و به علاوه آنچه كه از احاديث درستى كه درستى آن را محدثين اهل سنت نيز صحه گذاشته‌اند و او از پيامبر اكرم ( ص ) نقل كرده و نيز آنچنان كه در مجاميع حديث شيعه و اهل سنت در مورد آيات نيز نازل شده درباره او آمده است و شيعه و برخى محدثين اصل سنت دربارهء احاديثى كه از وى و دربارهء وى آمده و نيز آيات فرود آمده دربارهء او ، دهها كتاب نگاشته‌اند و حتى حديث ( رد الشمس ) ( جلو گرفتن از خورشيد ) او را اكثر محدثين اهل سنت نقل كرده و گروهى از آنان همچنانكه در « صواعق » ابن حجر و ديگر كتب آمده آن را درست دانسته‌اند « 1 » .

--> ( 1 ) نگاه كنيد به فضايل الخمسة من الصحاح السته جلد 1 ، صفحه 273 و 274 و دلايل الصدق مظفرى و كتب ديگر .