هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

341

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

امينى در الغدير خود مدعى است كه حديث ( رد الشمس ) را جمعى از كاتبان و حفظ كنندگان قرآن با اسانيدى كه گروهى از - به تعبير وى - خبرگان فن برخى از آنها را تأييد كرده‌اند ، استخراج كرده‌اند و در ادامه مىگويد برخى از آنها كه شامل افراد زير هستند به كلى منكر ترديد داشتن در صحت اسانيد آن شده‌اند : ابن حزم ، ابن الجوزى ، ابن كثير و ابن تيمية . و مىافزايد : سرشناسان ديگرى پيدا شدند كه انكار چنين معجزه‌اى از على ( ع ) بر ايشان گران آمد و لذا دربارهء آن كتابهاى مستقلى به رشتهء تحرير كشيدند از جمله آنها مىتوان از الحاكم بن الحداد الحسكانى ، محمد بن الحسين الازرى ، الحسين - بن على البصرى ، خطيب برجسته خوارزم ابو المؤيد موفق بن احمد ، محمد بن اسعد بن على - النقيب و محمد بن يوسف الدمشقى الصالحى كه داراى نوشته‌اى است به نام ( مزيل - اللبس عن حديث رد الشمس ) و جلال الدين السيوطى كه او نيز رساله‌اى به همين نام دارد « 1 » . منظور من از اين صحبتها آن است كه محدثين سنى و شيعه فضائلى چون ( رد الشمس ) و جنگيدن با جن و از اين قبيل را به وى نسبت داده‌اند كه عقل آنها را درك نمىكند كه به نظر من بر او ، غير ممكن نبوده است و امكان دارد كه به ارادهء خداوند توانا بر هر كارى ، صورت تحقق يافته باشد ولى ما در شيوهء زندگى و تاريخ پربارش آن قدر دليل و شاهد داريم كه نشان مىدهند راه و رسم زندگى او با راه و رسم زندگى هيچ يك از نوابغ دوران وجه شباهتى ندارد و در شخصيت او همه فضايل و مواهبى گرد آمده كه هرگز در كسى پيش و پس از وى ، فراهم نيامده است . ما كه اينها را داريم ديگر نيازى به حديث رد الشمس ، و زنده كردن مردگان و از اين قبيل احاديثى كه مجاميع حديث اهل سنت و شيعه از آنها پر است ، نداريم . « حسن البصرى » دربارهء او گفته است كه پيشتر ، زمانى بود كه سخن گفتن از فضل و برترى او جرمى سنگين و نابخشودنى بشمار مىرفت . او در پاسخ كسى كه سؤالش كرده بود كه دربارهء چه كسى با مردم سخن مىگويد گفت : چه گويم دربارهء مردى كه دوستدارانش از بيم كشته شدن و تعقيب ، فضل او را پنهان كردند و بر زبان نياوردند و دشمنان از كينه و رشكى كه بر او مىبردند دم از فضل او نزدند ولى با اين حال آن قدر از فضايل و منقبتهاى او آشكار شده كه سر تا سر

--> ( 1 ) نگاه كنيد به الغدير ، ج 3 ، صفحهء 137 و پس از آن .