هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

328

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على و بيت المال در « الاستيعاب » ابن عبد البر آمده است كه على ( ع ) آنچه را كه در بيت المال بود ميان مسلمانان پخش مىكرد و دستور مىداد بيت المال را جارو كنند وقتى جارو مىشد در آن نماز مىگزارد به اين اميد كه نمازش در روز قيامت ، گواهش باشد سپس اموالى از اصفهان به او مىرسيد آن را به هفت قسمت تقسيم مىكرد پس از تقسيم يك قرص نان اضافى را نيز به هفت قسمت مىكرد و بر قسمتهاى پيش مىافزود . و در « حلية الاولياء » ابو نعيم آمده است كه ابن النباح به وى گفت : اى امير المؤمنين بيت المال از سيم وزرى را كه از خارج رسيده ، پر شده است : فرمود : اللّه اكبر بايد كه مردم را فراخوانم . مردم جمع شدند و در حالى كه هر آنچه در بيت المال بود ميان آنها پخش مىكرد مىگفت : اى سيم و اى زر . ديگرى را بفريبيد . و اگر اموالى شبانه مىرسيد به حاضران مىفرمود كه آنها را پخش كنيد مىگفتند اى امير المؤمنين ديگر شب شده است بگذار فردا اين كار را بكنيم مىفرمود چه كسى زنده ماندن مرا تا فردا تضمين مىكند . الحسن بن على النمرى به نقل از عمرو بن يحيى و او از پدرش نقل مىكند كه : مشكهايى از عسل و روغن به عنوان هديه ، تقديم على بن ابى طالب شد وقتى ديد از آنها كاسته شده علت را پرسيد به او گفته شد كه ام كلثوم فرستاده‌اى را با قدحى فرستاد و از آن گرفت . او را احضار كرد و اين كارش را مورد سرزنش قرار داد آنگاه كمبود عسل را به ارزش پنج درهم ارزيابى كرد و مبلغ را از وى ستاند و گفت كه اين متعلق