هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
329
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
به مسلمانان است . و در « تذكرة الخواص » ابن الجوزى به نقل از عمرو بن يحيى و او از قنبر آمده كه مىگويد : مشكهايى از عسل به بيت المال رسيد . امام حسن ( ع ) به من گفت : اى قنبر برو از آن عسلها به اندازهء سهم من از بيت المال برايم بياور برايم مهمان رسيده و چيزى ندارم كه جلويشان بگذارم و وقتى امير المؤمنين ، عسلها را پخش كرد سهم مرا بگير و به بيت المال بازگردان . قنبر به سراغ يكى از آن مشكها رفت و به مقدار يك رطل ( درست يك پوند - م ) برداشت . وقتى امير المؤمنين متوجه كمبود عسل شد در اين باره از وى پرسيد ابتدا در پاسخ تعلل ورزيد پس از اصرار و پافشارى امام ، جريان را به ايشان گفت ، حضرت خشمگين شد و فرزندش حسن را فراخواند امام حسن به دست و پاى پدر افتاد و به او گفت ترا به حق عمويم جعفر مرا ببخش . وقتى حضرت را به برادرش جعفر سوگند مىدادند ، خشمش آرام مىگرفت . آنگاه به او فرمود چه چيزى ترا بر آن داشت كه از عسل مسلمانان قبل از تقسيم ، برداشت كنى ؟ امام حسن به پدر گفت : مگر من مثل ديگر مسلمانان در آن حقى ندارم ؟ به او فرمود : آرى حق دارى ولى اين حق را ندارى كه پيش از آنها از حق خود بهرهمند شوى . به خدا سوگند كه اگر نديده بودم پيامبر خدا بر گونههايت بوسه مىزد چنان ضربهاى مىنواختم كه دندانهايت را به درد مىآوردم . حال برخيز و معادل آنچه بردى خريدارى كن و به مشك بازگردان . امام حسن ( ع ) دستور پدر را اجرا كرد آنگاه امام على ( ع ) آنها را ميان مسلمانان تقسيم نمود و گريه كرد و گفت : پروردگارا حسن را ببخش ما با رسول خدا با برادران و پدران و عموها و خويشان خود مىجنگيديم و جز رضا و خشنودى خداى را نمىطلبيديم و همگى ، پيامبر را بر خود ترجيح مىداديم و هنگامى كه خداوند صدق و خلوص ما را ديد دشمنان ما را خوار و پست و زبون گردانيد و ما را پيروزى بخشيد تا اينكه اسلام پاى گرفت و جاى پاى خود را محكم كرد و به خدا سوگند اگر آنچه شما مىكنيد ما مىكرديم نه دينى بر جاى مىماند و نه كسى براى اسلام تره خرد مىكرد . از جمله نمودهاى عدالتخواهانه امام و مردمدارى او ، سفارشهاى مكررى است كه هرازگاهى ، به فرمانداران خود و كارگزارانش در هر زمينهاى ، به عمل مىآورد : بر مردم انصاف روا داريد و نيازهايشان را برآوريد و مبادا كه براى دريافت ماليات ، مردم را واداريد كه پوشاك زمستانى يا تابستانى خود را يا چهارپايى