هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
296
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
قوم مىمردند ، آيه نيز منتفى مىشد ديگر از قرآن چيزى نمىماند حال آنكه قرآن به گونهاى است كه تا زمين و آسمانها بپاست آياتش معتبرند و به قوت خود باقى . و هر قومى را آيهاى است كه به طور مثبت يا منفى دربارهء آنها صدق مىكند . و از اين قبيل رواياتى كه اشاره به سخن ما در اين باره دارند . تكليف چنين مطالبى كه در اين روايات آمده روشن است چه از لحاظ سند و متن در سطح صحيحى بشمار نمىآيند . ولى روايتهايى كه تصريح دارند كه على ( ع ) قرآن را بر حسب فرود آمدن و ترتيبى كه داشته گرد آورده است در ميان روايتگران شايع است و در متن آنها چيزى نيست كه شك و ترديدى را در آنها برانگيزاند يا جاى تفسير و تأويل داشته باشد . از امام صادق ( ع ) روايت شده كه امير المؤمنين على ( ع ) پس از آنكه گرد آوردن قرآن را بپايان رساند آن را بر مردم عرضه كرد و به آنها فرمود : اين كتاب خداوند عز و جل است آنگونه كه خداوند بر محمد فرودش آورده و من از ( لوحه ) ، فراهمش آوردهام . گفتند : ما مصحف جامعى داريم كه قرآن در آن هست و نيازى به اين نداريم . فرمود : به خدا سوگند كه شما از اين پس هرگز آن را نخواهيد ديد و من وظيفه دارم كه شما را در جريان آن قرار دهم تا آن را بخوانيد . خلاصه اينكه امام ( ع ) پس از آنكه مصلحت عالى اسلام او را واداشت كه از خلافت منصرف شود بيش از هر كارى ، به گرد آوردن قرآن و تدوين فقه پرداخت و « جامعة » را تأليف كرد كه به تعبير راوى هفتاد ذرع طول داشت و به خط خودش و املاى رسول خدا بود . ما در فصلهاى پيش و به هنگام سخن گفتن از مصحف فاطمة ، از « جفر » و « جامعة » و غيره كه به على نسبت داده شدهاند ، سخن گفتيم و به علاوه او رل مهمى در قضاوت و فتوى داشت كه هيچ يك از سرشناسان صحابه نداشتند و به هنگام پيچيدگى مسائل ، نظرش تعيينكننده بود و وقتى نظريات و ديدگاهها مختلف مىشد سخنش ملاك بود . هيچ كس نيز نمىتوانست انظار را به جز او متوجه سازد و مردم را در مشكلات و احكام دينشان از مراجعهء به او بازدارد . حتى آنانى كه قدرت را در دست داشتند نيز گزيرى از مراجعهء به او و عمل كردن به نظرياتش در هر مشكلى كه برايشان مطرح مىشد و راه حلى از كتاب و سنت براى آن نمىيافتند ، نداشتند در حالى كه به نفعشان بود كه انظار مردم را از وى بگردانند و موقعيتش را تضعيف كنند ولى