هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
297
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
درك كرده بودند كه چنين كارى در توانايى آنها و هر سلطهء ديگرى نبود و بنابراين واقعيتها را پذيرفتند و تن به آنها دادند و كار به جايى رسيد كه عمر بن الخطاب مغز متفكر هر حادثهاى پس از فوت پيامبر از جمله دور گرداندن وى از خلافت ، خطاب به كسانى كه در مسجد رسول خدا به كار فتوا مىپرداختند مىگفت : وقتى على در مسجد حضور داشته باشد هيچ كس از شما ، از من استفتاء نكنيد و در مناسبتهاى مختلفى مىگفت : اگر على ( ع ) نبود در مشكلات در مىماند و اگر على نبود عمر هلاك مىشد . حال اگر دشمنانش توانستند براى تحقق هواها و آرزوهاى خود به چنان شيوهاى ، خلافت را از وى دور سازند قادر نبودند تا انظار را از فقه و علم و قضاوتش ، منصرف سازند بويژه كه بيشتر مسلمانان از پيامبر خدا شنيده بودند كه مىفرمود : على دروازهء شهر علم است على بر همگى شما برترى دارد او با حق است هركجا حق رود و به هر سوى روى آورد على با آن است و او هرگز از كتاب خدا ، جدا نمىگردد . و اظهاراتى كه در دهها مناسبت ديگر ، فرموده و پيش از اين يادآور شديم . مسلمانان زندگى تازه ، حوادث متنوع و ملتهايى با اديانى براى خويش را استقبال كردند و مسائلى برايشان مطرح شد كه تا آن زمان سابقهاى از آنها نداشتند و در اين گسترهء وسيع خود را از هر وقت ديگرى به او نيازمندتر مىيافتند چه تا پيش از آن پيامبر خدا را داشتند كه هر پرسش آنها را پاسخ مىگفت و حتى اگر سؤال هم نمىكردند جواب خود را مىگرفتند ؛ از هر شبههاى كه به ذهن كسى خطور مىكرد ، پرده بر - مىگرفت و هر ابهام و ناروشنى كه مطرح مىشد ، روشن مىكرد و چنانچه درون كسى را وسواسى عارض مىشد درمانش را در او مىيافتند ولى اينك ، از اين دنيا رخت بربسته و با مرگش ، آن نورى كه زمين را به آسمان پيوند مىداد و راز دل منافقين را برملا مىساخت ، گسيخته شد و آن رشتهاى كه اهل مكر و بدكاران را رسوا مىساخت و مسلمانان را به خطرهايى كه از اينان متوجه آنها خواهد شد بر حذر مىداشت ، از هم گسست رشتهاى كه همواره منافقان و گمراهان را در اين بيم مىگذاشت كه مبادا به وسيله آن خدا ، از رازشان آگاه گردد و رسوايشان كند و پيامبر و مؤمنان را از آنچه در دل مىپرورانند و نقشههايى كه مىكشند بر حذر دارد . خداوند در آيهاى از سورهء توبه ، از ترس و نگرانى كه در دلهاشان مىگذشت سخن مىگويد : « يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا