هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
289
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
كرد و ياريش كرد و واى بر كسى كه از او سرپيچد و به ياوريش نشتابد . و ابو ايوب انصارى به آنها گفت : بندگان خدا ، خدا را در اهل بيت پيامبر خود ، پرهيز كنيد و حقى را كه خداوند براى ايشان قرار داده ، به ايشان بازگردانيد شما نيز همچون ديگر برادرانتان در موارد بسيار و مناسبتهاى متعدد سخن پيامبر را شنيدهايد كه مىفرمود : اهل بيت من ، امامان و رهبران شما پس از من هستند و به على ( ع ) اشاره كرده و مىفرمود : اين رهبر نيكان و كشندهء كافران است و آن كس كه عليه او توطئه بچيند خوار مىگردد و هر آن كس كه به ياريش بشتابد ، پيروز مىشود . بنابراين از اين كارتان به خداى توبه كنيد كه خدا توبهپذير پرشفقتى است . ابو الهيثم بن التيهان نيز در انتقاد از مهاجرين لب به سخن گشوده گفت : من نيز گواهى مىدهم كه در روز غدير خم پيامبر ، على ( ع ) را برگزيد . انصار گفتند كه او را تنها براى خلافت و جانشينى خود برگزيد و برخى نيز گفتند كه او اين كار را نكرد جز آنكه به مردم نشان دهد او مولاى هر آن كسى است كه پيامبر خود مولاى او بوده است در اين ميان سخنان بسيارى گفته شد ما ( براى روشن شدن مطلب ) كسانى را از خود نزد پيامبر خدا گسيل داشتيم و آنها را در اين باره از وى جويا شدند فرمود او ( على ) ، ولى مؤمنين پس از من است و از همهء مردم به امتم دلسوزتر . و من از اين سخنانى كه به گوش خود شنيدم گواهى مىدهد حال هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس خواست كفر بورزد ( و تكذيب كند ) روز داورى و روشن شدن حق و باطل ، معلوم است . سلمان فارسى ، ابو ذر ، عمار و مقداد و ديگر چهرههاى سرشناس صحابه نيز به همين شيوه و با كمال جرأت و استوارى ، به انتقاد از ايشان پرداختند . على ( ع ) نيز مدت شش ماه يا كمتر خانهنشين شد و از بيعت ، خوددارى كرد و آنچنان كه گفتيم تعدادى از چهرههاى سرشناس صحابه نيز با او بودند و هرگز اقدامى در جهت كودتا عليه حكومت جديد نكرد و به كسى اجازهء اين كار را نمىداد زيرا به نظر او مصلحت اسلام از دنيا و هر آنچه در آن است ، مهمتر و گراميتر است و اگر همچنان حق خود در خلافت را مطالبه مىكرد تنها از اين جهت بود كه مىخواست خط درستى كه پيامبر براى اسلام در نظر گرفته بود به پايان برده شود بويژه كه منافقين از اين تحول و آشفتگى آنچنان سوء استفاده كردند كه اگر او نبود منجر به جنگى خانگى در پايتخت مىشد و با وجودى كه او سعى و كوشش مىكرد كه انتقاد و مخالفت در پايتخت