هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

290

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

از حد بحث و جدل و تحريم فراتر نرود ولى خبر اين مخالفتها ، خيلى زود به خارج از شهر سرايت كرد و آثار عصيان و تمرد خود را نشان داد ، مسيلمة و همراهانش از بنى حنيفة در يمامه و طليحة بن خويلد و دارو دسته‌اش از « غطفان » و « اسد » و « طى » و « كنانه » و ديگر اعرابى كه خارج از آن سكونت داشتند سر به شورش برداشتند و ميان مسلمانان در داخل شهر اختلاف افتاد و در مورد خلافت به اختلافهايى منجر شد كه بهر حال در برابر امر واقعى بود و جنگ و گريز و جدال هيچ سودى در بر نداشت و اگر همين وضع ادامه مىيافت كار به جاهاى باريكى مىرسيد بنابراين همه ، به امنيت و دفاع از اسلامى پرداختند كه دسته‌جات منافقين و مرتدها آن را به تهديد كشيده بودند على ( ع ) خود بيش از همه به فداكارى و در گذشتن از عزيزترين حق خود در راه اسلام ، شتافت و مىگفت به خدا سوگند حال كه سرنوشت مسلمانان ايجاب مىكند تن به سازش مىدهم چه ستم و تجاوزى كه رفته تنها در حق شخص على ( ع ) بوده است . او در جاى ديگرى با سخنان زير ، برخورد خود با اسلام و خلافت را اين گونه توصيف مىكند : به خدا سوگند كه هرگز گمان نمىكردم و بر خاطرم نيز نمىگذشت كه اعراب چنين امرى ( خلافت ) را پس از فوت پيامبر ، از اهل بيتش ، دريغ دارند و آن را پس از او ، به من واگذار نكنند . تنها هجوم مردم براى بيعت با ابو بكر مرا بر آن داشت كه سخنى نگويم و لب فرو بندم تا اينكه ديدم بسيارى از مردم مىروند كه از اسلام بازگردند و دين محمد را نابود سازند ، در اين حال ترسيدم كه اگر اسلام و اسلاميان را يارى نكنم شاهد چنان ويرانى و تباهى در آن باشم كه مصيبت و دردش بسى بيش از ولايتى كه خود ميهمان چند روزه‌اى بيش نيست ، باشد و تمام رشته‌ها پنبه شود و همه چيز از ميان برود همان گونه كه سراب نابود مىشود يا ابرها پراكنده و از ميان مىروند . در اين گيرودار بود كه بپاخاستم تا اينكه باطل زدوده شد و دين ، استقرار و استوارى يافت و خطر رفع شد . على بن ابى طالب جز در انديشهء اسلام نبود و تنها بيمى كه داشت نابودى اسلام بود وقتى مىديد كه مردم از اسلام بازمىگردند خويشتن خود را فراموش كرد و ارزشهاى فردى را زير پا گذاشت و على رغم اينكه با ابو بكر بيعت نكرده بود و حكومتش را برسميت نمىشناخت خود به اتفاق يارانى كه طى ماه‌هاى نخست خلافت ابو بكر در كنارش بودند ، همراه ابو بكر به دفاع از « مدينه » پرداخت . مسلمانان همگى در صفى بهم فشرده روياروى ياوه‌گويان و متزلزلان و مرتدان قرار گرفتند و شمشير