هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
288
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
بود كسانى كه يكدم از حق روى بر نمىگرداندند و همواره با حق ، همراه بودند كسانى چون على ، عباس بن عبد المطلب ، عمار ياسر ، ابو ذر غفارى ، سلمان فارسى ، مقداد بن الاسود و خزيمة ذو شهادتين و عبادة بن الصامت و حذيفة بن اليمان و ابو الهيثم بن التيهان و سهل و عثمان بن حنيف و ابو ايوب انصارى و عتبة بن ابو لهب و ديگر بزرگان و سرشناسان صحابه كه تسليم جار و جنجال نشدند و خط و نشان كشيدنهاى عمر بن الخطاب نيز مرعوبشان نساخت « 1 » . اينها با قاطعيت و استوار ، در كنار على ماندند و تنها پس از آنكه على ( ع ) بنا به مصلحت عالى اسلام كه در پى گستردگى حركت بازگشت از اسلام در معرض خطر قرار گرفته بود و از جمله مهمترين علل آن نزد برخى قبايل اعراب آنگونه كه از مواضع قبايلى كه آنها را به ارتداد توصيف كردهاند بر مىآيد ، انحراف مسلمانان از خط و برنامهاى بود كه پيامبر در غدير خم و مناسبتهاى ديگر و در رابطه با خلافت بود - بيعت كرد آنها نيز بيعت كردند . در تاريخ طبرى آمده است گروهى از كسانى را كه به ارتداد ( بازگشت از اسلام ) توصيف مىكردند نماز بجاى مىآوردند ولى از پرداخت زكات ، امتناع مىورزيدند ، قبايل « اسد » و « قرارة » مىگفتند به خدا سوگند كه ما هرگز با « ابو فضيل » يعنى ابو بكر ، بيعت نخواهيم كرد « 2 » ، كه نشان مىدهد بسيارى از آنها را كه مرتدين ناميدهاند از اسلام بازنگشتهاند بلكه خلافت ابو بكر را ، رد كردهاند و اين تحول ناگهانى را كه از سوى دار و دسته او پس از فوت پيامبر ، رخ داد ، به رسميت نشناختند . اينان در كنار على ( ع ) ماندند با جرأت و شهامت تمام به انتقاد از حكام وقت مىپرداختند مثلا سهل بن حنيف به ميان مهاجرين كه ابو بكر و عمر نيز حضور داشتند مىايستاد و مىگفت : اى گروه قريش شهادت مىدهم كه من پيامبر خدا را ديده بودم كه در مسجدش ايستاد و همچنانكه دست على ( ع ) گرفته بود مىفرمود : اى مردم ! اين على است كه امام شما پس از من و وصى من در طول زندگى و پس از مرگ من است او دين مرا ادا مىكند و وعدهام را به انجام مىرساند و نخستين كسى كه در روز رستاخيز به آغوشم مىگيرد پس خوشا به حال كسى كه از او پيروى
--> ( 1 ) صفحهء 265 جلد اول از « حياة الحسن » ( زندگى امام حسن ) قرشى . ( 2 ) صفحه 229 از جلد سوم تاريخ طبرى .