هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

287

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

شرح نهج البلاغه ، به تملق و چاپلوسى حاكمين و زمامداران پرداخت و با برخى آرزوها و انتظارهايش ، اميدوار گرديد و آرامش يافت زيرا او از همان ديدى كه به بت‌پرستى نگاه مىكرد به اسلام مىنگريست و منافع و مزايايى را كه از نظر نفوذ و قدرت براى خود و طبقه‌اش در برداشت ، مد نظر قرار مىداد . طى يك سال يا اندكى بيشتر ، اين فرصت برايش پيش آمد كه بلاد شام زير سلطهء فرزندانش يزيد بن ابى سفيان و برادر او معاويه قرار گيرد و با چنين فرصتى ، احساس آرامش كرد و نسبت به تحقق يافتن اهداف خود ، خوشبين گرديد و آنگاه كه خلافت به عثمان رسيد ديگر همهء درها به رويش بازشده بود كين‌توزيهاى پنهان او را بر آن داشت تا بر سر قبر ، حمزة بن عبد المطلب شهيد اسلام در آيد و در حالى كه با پاى خود بر قبر ، لگد مىانداخت گفت : برخيز اى ابو عمارة ، ملك و حكومتى كه بر سر آن با ما جنگيدى اينك در قبضهء ماست . اين سخن از جمله لجام‌گسيخته‌ترين سخنى است كه با تكيه بر ارزشهاى زشت و پليد جاهلى ، بر زبان رانده شده است . به نظر استاد توفيق ابو علم در كتاب خويش اهل البيت ، از جمله عللى كه مانع از آن گرديد تا قريش على را بخلافت برگزينند كينه و نفرتى بود كه به او داشتند زيرا در جنگهايى كه پيامبر با قريش داشت ، على ( ع ) به رويارويى با قريش پرداخت و تعداد بسيارى از همهء قبايل آنان را ، كشت و به علاوه آنها هنوز از آن تعصبهاى كورى كه رقابت و همچشمى ميان قبايل مختلف آن با بنى هاشم را برمىانگيخت رهايى نيافته بودند و اينكه آنها نمىتوانستند انتقام كشته‌هاى كافر خود را بازستانند كينه‌شان را تيزتر و شديدتر مىكرد و سخنش را بدين گونه پايان مىدهد كه على بن ابى طالب از اين برخورد قريش آگاه بود و هنگامى كه از مودت آنها مأيوس گرديد و دچار مفسده‌جوييهاى پنهان و آشكارشان گرديد فرمود : مرا با قريش چه كار ؟ يك بار هنگامى كه كافر بودند به جنگشان رفتم و اگر باز آشوب كنند به جنگشان خواهم رفت به خدا سوگند كه دل باطل را مىشكافم تا حق را از آن در آورم به قريش بگوييد حال اين گوى و اين ميدان « 1 » . بهر حال آنها كه با خلافت ابو بكر به مخالفت برخاستند از سرشناسان مهاجرين و انصار و برگزيدگان آنها و كسانى بودند كه پيامبر همواره فضل و مقامشان را ستوده

--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحهء 242 از كتاب « اهل البيت » نوشته استاد توفيق ابو علم .