هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
272
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
چيز ، سفارش كرد بيرون راندن مشركان از جزيرة العرب ، و اجازه دادن به هيئتهايى كه بدان گسيل مىشدند به همانگونه كه خود اين كار را مىكرد . راوى سخنى از سفارش سوم بميان نياورده يا به تعبير بخارى در صحيح خود ، آن را فراموش كرده است . همين روايت را عينا ابن سعد در طبقات خود ، طبرى در تاريخش و ابن كثير در بداية و مسلم در صحيح نقل كردهاند و بيشتر محدثين آن را به همين صورت در مجاميع حديث خود يادآور شدهاند و از سفارشهاى پيامبر تنها دو سفارش را ذكر كرده و در مورد سومى سخنى نگفتهاند و براى خود شيرينى برابر حاكمانى كه خلافت را پس از پيامبر ، غصب كردند آن را به فراموشى سپردهاند در حالى كه واقعا براى هيچ كس از راويان حديث سابقه نداشته كه چيزى از گفتهها و كردههاى او را از قلم اندازند . آنها حتى نفسهاى او را شمردهاند با اين حال چگونه مىشود كه حاضران على رغم تعداد بسيارشان ، سومين سفارش وى را در واپسين لحظات حياتش ، فراموش كرده باشند و البته در صورتى كه تأكيدى بر اظهارات پيشينش نسبت به جانشينى على ( ع ) نبود كسى آن را فراموش نمىكرد يا مدعى فراموش كردنش نمىشد . بهر حال ، پيامبر چند روزى از درد و بيمارى رنج مىبرد و در عين حال فرمانشان مىداد و پافشارى مىكرد كه با اسامه راهى شوند و به اسامه نيز تأكيد مىورزيد . اسامه چند روز از پيامبر مهلت خواسته بود تا اعزامش را تأخير اندازد تا وى از سلامت پيامبر ، اطمينان حاصل كند . چند ساعتى پيش از مرگ ، از شدت بيمارى كاسته شد و او با كمك فضل بن - عباس و حضرت على ( ع ) بيرون آمد . مسلمانان گمان كردند كه حضرتش رو به بهبودى است بنابراين عدهاى به دنبال كار خود رفتند ولى اين تنها فاصلهء كوتاهى بود و پس از آن درد و ضعف گريبانگيرش شد و شنيده شد كه مىفرمود : رفيق اعلى را انتخاب مىكنم . على ( ع ) هنگامى كه او را با مرگ دست بگريبان ديد به آغوشش كشيد و جان گراميش همچنانكه بر سينهء على ( ع ) تكيه داده بود ، به آسمانها پرواز كرد . اين واقعه بنا به ترجيح بيشتر مورخين دو روز مانده از صفر ، اتفاق افتاد . او رفيق اعلى را بر جاودانگى در اين دنيا ، ترجيح داد . پس از جهاد و مبارزهاى كه بيش از بيست سال به طول انجاميد و طى آن به خاطر تحكيم و تثبيت ارزشهايى كه بدانها دعوت كرد به دل و جان يارانش ، طعم آسايش و راحتى را نچشيد تا اين ارزشها ، همچون ميراثى براى نسلهاى بعدى در هر وقت و هر جا ، بجاى ماند . او در بستر