هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

266

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

مورد على ( ع ) شنيدند و در ادامه مىگويد : ابو اسحاق الثعلبي در تفسير خود يادآور شده است كه وقتى پيامبر اين سخنان را ايراد كرد در همه جا پخش شد و در هر شهر و ديارى ، به گوش همه رسيد ، الحرث بن النعمان الفهرى نيز از جملهء شنوندگان بود سوار بر شتر خود نزد پيامبر آمد شتر را بر در مسجد به زانو خواباند و گفت : اى محمد تو به ما فرمان دادى كه گواهى دهيم خدايى جز اللّه وجود ندارد و تو پيامبر خدا هستى و ما از تو پذيرفتيم و فرمانمان دادى كه روزانه پنج نوبت نماز گذاريم و ماه رمضان روزه بگيريم و به حج خانهء خدا رويم و از اموال خود زكات دهيم اينها همه را پذيرفتيم و عمل كرديم آيا اينها همه كم بود كه به دو دست پسر عمويت را برگرفتى و او را بر مردم برترى بخشيدى و گفتى : من كنت مولاه فهذا على مولاه ، آيا اين كار را از سوى خود انجام دادى يا خدا بدين كار فرمانت داده بود ؟ رسول خدا كه چشمانش سرخ شده بود فرمود : سوگند به خدايى كه لا إله الا هو از سوى خدا بوده و من نقشى در آن نداشته‌ام و اين سخن را سه بار تكرار كرد . « الحرث » برخاست و اين سخن را بر زبان مىآورد : خداوندا اگر آنچه كه محمد مىگويد راست باشد از آسمان بر ما سنگ فرود آر يا اينكه عذابى دردناك نثارمان ساز . سوگند به خدا كه هنوز به شترش نرسيده بود كه خداوند پيشانى او را مورد اصابت سنگى قرار داد و خون از وى جارى ساخت و در دم به هلاكت رسيد و آنگاه خداوند آيهء : « سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ » ( المعارج 2 - 1 ) ( سائلى از عذاب قيامت كه وقوعش حتمى است از رسول پرسيد كه آن عذاب چه مردمى راست ؟ ( بداند كه ) بر كافران است و هيچ كس از آنان دفع نتواند كرد ) را نازل فرمود . آنگاه مىگويد : در مورد عبارت « من كنت مولاه » علماى عرب يادآور شده‌اند كه « مولى » داراى معانى متعددى است كه يكى از آنها به معناى مالك است از جمله در اين آيه آمده است : « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ » كه سربار صاحب خويش است . معناى دوم معتق ( آزادكننده برده ) و معناى سوم معتق ( آزاد شده ) ، معناى چهارم ياور است كه از جمله در اين آيه آمده است : ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ يعنى كه كافران ياورى ندارند . پنجم به معناى پسر عموست كه در اين شعر نيز منظور شده است : - عموزادگان ما ! ( مولىهاى ما ) ، مهلتى آنچه را كه ميان ما و شما به خاك سپرده شده بر نيانگيزيد . ششم به معناى هم پيمان است كه در اين معنى گفته شده :