هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

261

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على در حجة الوداع در بيست و پنجم ذى القعدهء سال دهم هجرى ، كاروان پيامبر همراه هزاران نفر ، از مدينه رهسپار خانهء خدا گرديد . برخى مورخين كاروان را متشكل از 90 هزار و گروهى ديگر بيش از صد هزار تن تخمين زده‌اند كه با شور و اشتياقى وافر به چنين گردهمايى كه در تاريخ سابقه نداشته ، چشم دوخته‌اند . زيرا همهء اعراب جزيره را زير يك پرچم و با هدفى يگانه از هر سو گرد آورده كه همگى ، شعار اين رسالت را بر زبان جارى مىسازند . لبيك اللهم لبيك لا شريك لك لبيك الحمد و النعمة و الملك لك لبيك . ( گوش به فرمان تو هستيم پروردگارا گوش به فرمانت هستيم شريك و انبازى ندارى گوش به فرمان توايم سپاس و نعمت و هستى از آن تست گوش به فرمانت هستيم . ) در « الارشاد » مفيد آمده كه پيامبر چند روزى پيش از خروج از مدينه ، به على ( ع ) - كه او را به يمن يا نجران گسيل داشته بود - نامه‌اى نوشت و فرمانش داد كه براى اداى حج در مكه به وى ملحق شود ، على نيز به اتفاق همراهانش و در حالى كه غنايم بدست آورده از نبردهايش را همراه داشت ، براى انجام مناسك حج آن سال ، قصد مكه كرد و با پيامبر كه در شرف ورود به مكه بود ، ملاقات نمود . پيامبر از ديدار او مشعوف گرديده به او گفت : ماه را به چه نيتى ، نو كرده‌اى ؟ گفت اى رسول خدا تو در نامه‌ات ننوشته بودى كه خود چه نيتى مىكنى من نيز ندانستم بنابراين نيت خود را به نيت تو پيوستم و گفتم : پروردگارا ، نيت من در آغاز ماه نو ، همان نيت پيامبرت باشد و سى و چهار شتر به قربانى همراه خود آورده‌ام . پيامبر خدا به او فرمود : اللّه اكبر . من نيز