هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
248
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مفيد در ارشاد خود مدعى است كه منظور از مؤمنين در اين آيه ، على و كسانى از بنى هاشم هستند كه در آن موقعيت خطرناكى كه پيامبر خطرناكتر و دشوارتر از آن نديده بود ، با وى ايستادگى كردند . بهر حال ، مورخان اتفاق نظر دارند كه على و بيشتر بنى هاشم در آن لحظه بحرانى ، همراه پيامبر ، ايستادگى كردند و على همچون كوهى استوار در كنار پيامبر به دفاع از وى مىپرداخت و با شمشيرش چنان بر چپ و راست مىتاخت كه هر كس جرأت نزديك شدن به پيامبر مىيافت با شمشيرش بر وى حملهور مىشد . همچنان اتفاق نظر دارند كه گروهى از كسانى كه در مكه تظاهر به اسلام مىكردند همچون ابو سفيان - بن حرب و شيبة بن ابى طلحة و ديگران ، شادى خود را از اين بحرانى كه براى پيامبر مطرح شده بود ، پنهان نكردند و ابو سفيان نتوانست شرك و نفاقى را كه در دل داشت و عشق به بتهايى را كه از پرستيدنشان دل نكنده بود ، پنهان سازد و گفت : سوگند به آنچه ابو سفيان سوگندش مىخورد اين شكست و ناكامى پيامبر و عقبنشينى او تا به دريا ، ادامه خواهد يافت . و بر لبانش لبخند زشت شماتت نقش بست و چهرهء واقعيش را كه بتپرستى و عشق به بتها بود ، نشان داد . كلدة بن الحنبل و به قولى جبلة بن الجنيد نيز در اين لبخند ، همراهيش كردند اين يك مىگفت : اينك جادوى محمد ، باطل شده است و شيبة بن ابى طلحة نيز كه پيش از اين ، پيامبر مورد مرحمتش قرار داده بود و كليدهاى كعبه را به برادرش عثمان بازگردانده بود و با اين كار آنان را به افتخار عظيمى نسبت به اهالى مكه ، مفتخر ساخته بود . او وقتى ديد كه مسلمانان از پيامبر جدا شدند و او همراه گروه اندكى از بنى هاشم ، تنها مانده بود گفت : امروز مىتوانم انتقام خويش را از محمد بستانم . نشانههاى خوشحالى و شادى بر چهرهء بسيارى از قريشيهاى مكه كه تا اندك زمانى پيش تظاهر به اسلام كرده بودند ، آشكار گشت . ولى با وجودى كه صفوان بن امية همچنان بر شرك خود بود و همچون ابو سفيان و شيبة و جبلة بن الجنيد ، تظاهر به اسلام نمىكرد با اين وجود ، از چنان وضعى كه براى محمد و يارانش پيش آمده بود ، بسيار ناراحت و در خشم گشته بود به جبلة بن الجنيد مىگفت : ساكت شو ! خدا زبانت را ببرد و رو به ابو سفيان - اين پير كينتوز و طعنهزن - كرد و به او گفت ، اى ابا حنظلة ، اينكه يكى از قريشيها مرا به اسارت گيرد خيلى خوشترم مىآيد تا اينكه مردى از هوازن ، اين بلا سرم آورد . كينهورزيهاى ابو سفيان ره بجايى نبرد و به فرجامى نرسيد ؛ نتيجهء نبرد به دلخواهش