هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
249
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
نگرديد و خداوند مسلمانان را رها نكرد و شكستشان ، ادامه نيافت و آنچنان كه كينتوزان و طعنهگويان و دشمنان دين خدا انتظار داشتند پس از پايدارى پيامبر ، على و ديگر همراهان هاشمى او ، شكست و هزيمتشان تا به دريا نرسيد و بالعكس با طلوع سپيدهء صبح ، وضع به سود مسلمانان تغيير مىيافت و عباس به فرمان پيامبر ، فرياد بر آورد اى اهل « بيعة الشجرة » و اى اهل « بيعة الرضوان » از خدا و رسولش ، به كجا مىگريزيد آنها بتدريج بازگشتند و جمعشان به حدود صد تن رسيد و با نيزهها و شمشيرهاى خود ، بر انبوه هوازنيها ، يورش آوردند و صحنهء نبرد كه تا پيش از آن شمشيرها و نيزههايش به سوى پيامبر نشانه رفته بود ، ميان طرفين وسعت و گستردگى مىيافت . آنگاه « جرول » كه پرچم آنها را بدست داشت و به تعبير طبرى ، چه شگفتيها از خود نشان داده بود ، به مبارزه آمد . مردم برايش راه باز مىكردند . على ( ع ) به مصافش رفت و او را كشت . از يك سو ترس و وحشت در دل آنها افتاد و از سوى ديگر مسلمانان را هيجانى بىسابقه ، فراگرفت بويژه كه مىديدند پيامبر ( ص ) سوار بر ماديان خود ، به سوى مشركان پيش مىرفت و آنان را با شمشير مىزد و مىگفت : - منم پيامبر ، كه دروغ نمىگويم منم فرزند عبد المطلب . و هنگامى كه دو سپاه با هم درگير شدند فرمود : اينك نبرد شدت گرفته است . على ( ع ) از چپ و راست پيامبر بر دشمنان مىتاخت و سرها را از تن جدا مىكرد و قهرمانانشان را بر زمين مىافكند و بطورى كه در روايت مفيد و ديگران آمده است ، چهل تن از جنگجويان آنها را كشت . بيشتر مسلمانان به ميدان نبرد بازگشتند و برخى نيز تنها هنگامى بازگشتند كه مطمئن شده بودند ورق به سود مسلمانان برگشته است . هنوز سپيده ندميده بود كه صحنهء نبرد از شدت جنگ و درگيرى ، به لرزه افتاده بود و همچنانكه « الهيثمى » در جامع خود و الخطيب البغدادى در تاريخش روايت كردهاند پيامبر مشتى خاك را كه على بن ابى طالب به او داده بود گرفت و آن را به صورت مشركان افكند و فرمود : سياه روى گشتند و خود به سوى آنان پيش رفت ؛ على ( ع ) در كنارش بود و بنى هاشم يعنى آنان كه از لحظات نخست در تاريكى شبانه همراهش به مقاومت پرداخته بودند ، همراهيش مىكردند اگر اينان نبودند سرنوشت نبرد به گونهاى بود كه مشركان تصور هم نمىتوانستند بكنند ولى طى چند ساعت ، نبرد با شكست سخت هوازن و در حالى كه زنان و كودكان و اموالشان را در اختيار مسلمانان رها كرده بودند ، پايان يافت و خداوند پيروزى را كه به پيامبرش وعده داده بود ، تحقق