هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
235
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
خون و اموالشان را از تو در امان داشتهاند . مسلمة ابن الاكوع مىگويد : على به شتاب و هروله كنان روانه شد و ما در پى او همراهش شديم و به دنبالش قدم مىگذارديم تا اينكه پرچم را در ميان تودهء سنگى پاى قلعه بر زمين جايگير كرد . در اين زمان يك نفر يهودى از بالاى قلعه سر بر آورد و به او گفت : چه كسى هستى ؟ فرمود : من على بن ابى طالبم . يهودى گفت سوگند به آنچه بر موسى نازل آمد كه شما فراز آمدهايد . يهوديان از قلعههايشان بيرون آمدند . قهرمانان سرسخت ايشان پيشاپيش و در ميانشان حارث برادر مرحب بود كه از جمله شجاعان پرآوازهء آنها بشمار مىآمد . او به اتفاق همراهانش بر مسلمانان يورش برد . على ( ع ) با يك خيز بر او تاخت و با شمشير ضربهاى بر وى وارد آورد و او را كشته به زمين افكند . و آنگاه به اتفاق همراهانش بر يهوديان حملهور شد آنها پراكنده شدند و پس از كشته شدن حارث و گروهى از ايشان ، دچار شكست سختى شدند و به قلعههاى خويش بازگشتند ، كشته شدن برادر و فرار همراهانش بر فرمانده ايشان مرحب ، گران آمد و بر انگيخته شد و سر مست از قهرمانيها و شجاعتش از قلعه بدر آمد او دو زره بر تن و علاوه بر نيزهاش دو قبضه شمشير بدست داشت و مىخواند : - خيبر دانسته است كه من مرحب قهرمانى كارآزموده و داراى سلاحى كشنده هستم . - وقتى شمشيرها با برق خود روى آورند گاه نيزه فرود مىآورم و گاهى به شمشير ضربه مىزنم . على در حالى كه اين ابيات مىخواند به مبارزهاش شتافت : - من آنم كه مادرم مرا حيدره ناميد چون شيران جنگل ، چنگى برنده دارم . - شما را بىمحابا و سخت از دم تيغم مىگذرانم . او و على دو ضربه نثار يكديگر كردند على با شمشير خود ضربهاى بر وى وارد آورد و بر اثر آن ، سنگى كه پشت آن پناه گرفته بود ، چند پاره شد و آن را بجاى كلاهخود بر سر گذارد و تنپوش چرمىاش را پاره كرد و سرش را به دونيم ساخت و شمشيرش تا دندانهاى او رسيد . اين ضربهء او بنا به آنچه بيشتر منابع تاريخى وصفش كردهاند پژواكى چون صاعقه داشت وقتى يهوديان ملاحظه كردند چه بلايى بر سر قهرمانشان مرحب ، وارد آمده فرار را بر قرار ترجيح دادند و مسلمانان قلعه را به تصرف خود در آوردند . در سيرهء ابن هشام به نقل از ابن اسحاق و او با اسناد به ابى رافع بردهء رسول خدا