هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

229

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بر محمد است و اين كار برايش خيلى گران تمام مىشود و از عهده‌اش خارج است بويژه كه اطلاع يافته بود مسلمانان در آن دشت و زير درختى ، پيمان بسته‌اند كه اگر قريش خواهان جنگ باشد تا دم مرگ بجنگند و بنا به آنچه بسيارى از مفسرين ترجيح داده‌اند آيهء زير اشاره به همين بيعت ( پيمان ) دارد : « لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً » ( سورهء فتح - 18 ) ( خداوند از مؤمنانى كه زير درخت بر تو بيعت كردند به حقيقت خشنود گشت و از وفا و خلوص قلبى آنها آگاه بود كه وقار و اطمينان كامل بر آنها نازل فرمود و آنان را به فتحى نزديك پاداش داد . ) قريش پس از آن برخورد قاطعى كه از محمد و يارانش ديدند به مذاكرهء با وى تن دادند و از جمله آخرين كسانى را كه بدين منظور به حديبية نزد پيامبر گسيل داشت سهيل بن عمرو و حويطب از بنى عبد العزى بودند و تلاشهاى گسترده‌اى ميان طرفين به كار رفت كه طى آنها سهيل دربارهء پيشنهادها و نظرات پيامبر ، به قريش مراجعه مىكرد و پس از كسب تكليف ، بازمىگشت . از آنچه كه در صحيح ترمذى و كنز العمال و خصائص نسايى و تاريخ بغداد بر مىآيد اين گفتگوها و مذاكرات در مورد ورود پيامبر به مكه يا عدم آن دور نمىزد بلكه شامل مسائل ديگرى در جهت حفظ منافع مسلمانان بود و قريش نيز از طرف خود مسائلى به سود خويش را مطرح مىساخت . در صحيح ترمذى ، با اسناد به « ربعى بن - حراش » آمده كه على بن ابى طالب فرمود : در روز حديبية ، مردمى از مشركين به سوى ما آمدند كه از جمله سهيل بن عمرو در ميانشان بود و به ما گفتند : اى محمد ، گروهى از فرزندان و برادران و بزرگان ما به سوى تو آمده‌اند كه دركى از دين ندارند و آمدنشان به سوى تو به معناى فرار از اموال و زمينهاى ماست و از تو مىخواهيم كه آنها را بازگردانى . و او فرمود : اگر بنا به ادعاى شما اينان دركى از دين ندارند ما ايشان را روشن خواهيم ساخت و افزود : اى گروه قريش ! آيا به اين مفسده‌جوييها پايان مىدهيد يا خداوند كسى را بر شما خواهد فرستاد كه گردن شما را از دم شمشير بگذارند و خداوند قلبش را سرشار ايمان كرده است . ابو بكر و عمر و مشركان به او گفتند : اين مرد كيست اى رسول خدا ؟ فرمود : او همان تعمير كنندهء كفش است پيامبر قبلا كفش خود را به على سپرده بود تا آن را تعمير كند . النسايى در خصائص خود و الحاكم در مستدرك عين همين حديث را روايت كرده‌اند ولى روايت النسايى و الحاكم حكايت از آن دارد