هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

197

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

پرداختند كه هر كدام خود را و فراوانى دشمنانشان را فراموش كردند سرها از تن جدا مىشد خداوند با نيرو و عزم و ثبات مسلمانان را يارى رساند . مسلمانان هر آن كس را كه موفق به فرار نشده بود به اسارت گرفتند تا جايى كه تعدادشان به هفتاد تن و تعداد كشته‌ها هفتاد و دو تن بالغ گرديد . بيشتر روايات از جمله روايت مفيد و ديگران حكايت از آن دارند كه على ( ع ) نيمى را خود كشت و در كشتن نيم ديگر با مسلمانان شركت جست . واقدى ، پنجاه و دو تن از سرشناس‌ترين قهرمانانشان را به نام و نام قاتلين آنها ، يادآورى كرده است و بنا به آمارى كه او دارد على ( ع ) بيست و چهار تن را با شمشير خود كشته و در كشتن بيست و هشت تن ديگر ، همهء مسلمانان شركت داشتند . از آمار واقدى ، چنين معلوم مىشود كه كشتگان شمشير على ( ع ) از چهره‌هاى سرشناس و قهرمانان جبههء مقابل بوده‌اند . در ميان اسرا النضر بن الحارث بن كلدة الثقفي وجود داشت پيامبر با نگاه به او خيره شد اسير به مردى كه كنارش ايستاده بود گفت : به خدا سوگند كه محمد مرا مىكشد مرا با دو چشم كه از آنها مرگ مىتراويد ، نگاه كرد آن مرد به او گفت : چنين گمانى ، از ترس و وحشتى است كه ترا در بر گرفته است . در سر راه به مدينه وقتى به جايى به نام « الاثيل » رسيدند رحل اقامت افكندند پيامبر ( ص ) رو به سوى على ( ع ) كرد و به او فرمود : برخيز و گردن « النضر » را بزن مقداد فرياد برآورد : اى رسول خدا اين اسير من است . او چشم به فديهء رهايىاش داشت . پيامبر با اين سخن پاسخش داد : خداوندا از فضل خود مقداد را بىنياز كن . آنگاه على برخاست و گردنش را زد . وقتى خبر كشته شدن او به خواهرش رسيد در رثاى برادر ابياتى خواند كه گوياى اندوه و ماتم او و بىتابيش در سوگ برادر است و آرزو كرده است كه اى كاش پيامبر بر او نيز منت مىگذارد و همچون ديگر اسيران در امان مانده ، در امان مىماند او خطاب به پيامبر مىگويد : - اى محمد ! تو كه فرزند زن پاكدامنى هستى و پدرت اصيل و نجيب بوده است . - چه زيانى به تو مىرسيد اگر منت مىنهادى و از ( كشتن ) جوانمردى خشماگين و در بند ( در مىگذشتى ) . وقتى اين ابيات به سمع پيامبر رسيد دل بر او سوزاند و فرمود : به خدا سوگند اگر اين اشعار پيش از كشتنش به سمع من مىرسيد ، از كشتن او در مىگذشتم . و در