هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

198

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

« عرق الضبية » فرمان به قتل « عقبة بن ابى معيط » داد . وقتى على ( ع ) با شمشير به سراغش رفت فرياد برآورد : دخترانم چه مىشوند اى محمد ! به او گفت : آتش سزاوار آنهاست آنگاه على با يك ضربت او را از پاى در آورد . استاد عبد الفتاح عبد المقصود در مقام سخن از بدر و برخوردهاى على در آن و نتايج حاصله مىگويد : بدر على رغم اينكه ابو سفيان بن حرب و ديگرانى كه به خاطر آنها سربازان اسلام به ميدان كارزار كشانده شدند موفق به فرار گشتند . همه‌اش پيروزى بود ابو سفيان كه همهء قريش نبود و از آنانى كه از دم شمشيرها گذشتند نيز سرسخت‌تر نبود در اين نبرد فرزندش « زياد » را به عنوان اسير و حنظله را كشته از دست داد ؛ اين يك با شمشير على كشته شد همچنانكه ديگرانى از بنى عبد شمس و خويشانشان از بنى عبد الدار نيز با همين تيغ ، از پاى در آمدند و در ادامه مىگويد كسى كه به ليست افرادى كه على بن ابى طالب آنان را از پاى در آورد و نيز حوادث پس از آن ، تأمل كند بسيار شگفت زده مىشود و اين پرسش برايش مطرح مىشود كه آيا اين اتفاقى بوده كه بيشتر اينان از خاندانى باشند كه كينه‌هاى ديرينه به بنى هاشم در دل دارند آيا چنين بوده كه على ( ع ) حريفانش را از ميان آنها بر مىگزيد و نيزه‌اش را بر ايشان فرود مىآورد . فوق العاده تعجب‌انگيز است كه در بدر موفق شود حنظلة بن ابو سفيان ، عاص بن سعيد بن - امية و وليد بن عتبة برادر هند و آنگاه عقبة بن ابى معيط برادر مادرى عثمان و به دنبال آنها برخى از هم‌پيمانانشان و آنهايى كه با ايشان پيوند نسبى يا سببى داشتند به قتل برساند در حالى كه چه بسا از آن برخوردهاى خويش پشيمان گشته بودند زيرا در شب هجرت ، على را زنده گذاشتند و در رختخواب پيامبر او را نكشتند ولى اين پشيمانى كمترين سودى براى آنها ندارد و زيانهايى را كه در اسلام و جاهليتشان بر او وارد آوردند جبران نمىكند زيرا آنها از كودكى ، كينه و نفرت خاندانش را همراه شيرى كه از پستان مادرشان مكيدند ، در خود جاى دادند و وقتى بزرگ شدند بىآنكه مطمئن باشند كه حريف او مىشوند به جنگ و مبارزه با وى شتافتند . در « الدر المنثور » ذيل تفسير آيهء : « أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ » آمده كه ابن عساكر به نقل از ابن عباس در تفسير همين آيه مىگويد مراد از ايمان‌آورندگان و انجام‌دهندگان كارهاى نيك ، على و حمزه و عبيدة بن - الحارث و مراد از مفسدين فى الارض ، عتبة ، شيبة و وليد بن عتبة است . در « حلية الاولياء » ابى نعيم به سند خود از محمد بن ادريس الشافعى نقل كرده كه