هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
182
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در سيرة الحلبية آمده كه على ( ع ) در سفر خود به مدينه ، روزها پنهان مىگرديد و شبها حركت مىكرد تا جايى كه كف پاهايش ترك برداشت و هنگامى كه پيامبر اين وضع او راى ديد در آغوشش كشيد و از سر مهربانى و شفقت ، بر او گريه كرد آنگاه آب دهان خود راى بر دست گذارد و پاهايش راى بدان مالش داد از آن پس ديگر شكايتى از پاهايش نداشت در « اسد الغابه » نيز اين روايت ، تأكيد شده است . و در « مستدرك الصحيحين » حاكم آمده است كه : امام زين العابدين فرمود : نخستين كسى كه براى خشنودى خداوند متعال ، جانش راى در طبق اخلاص گذارد ، على بن ابى طالب بود و مىگفت : - با جان خود برترين كسان راى كه به طواف بيت العتيق و حجر الاسود پرداخت ، سپر بلا بودهام . - پيامبرى كه بيم آن داشت كه به وى خيانت شود و همان خداوند توانا او را از اين توطئه برهانيد . - پيامبر خدا در آن غار در امان ماند و در پناه خدا و حفظ او جان سالم بدر برد . - و من مراقب آنها بودم و به من گمان نداشتند و من خود راى براى كشته و اسير شدن آماده كرده بودم . خواست الهى بر آن قرار گرفته بود كه محمد از توطئه و دسيسههاى قريش براى ترور وى در امان بماند و رسالتش پايگاه تازهاى در يثرب ( مدينه ) پيدا كند و به همه جاى حجاز و از آنجا به كشورهاى آن سوى آن كه در آن هنگام پايگاه قدرتمندترين كشورهاى جهان از هر نظر بود ، گسترش يابد و على ( ع ) نيز از شمشير آنانى كه در شب هجرت پيامبر ، او راى محاصره كرده بودند و آنهايى كه در راه يثرب كه فاطمه و مستضعفين همراهيش مىكردند او راى يافته بودند جان سالم بدر برد و همچون شبح مرگى گرديد كه آنان راى در بدر ، احد ، الاحزاب و در هر جنگ و درگيرى كه اسلام با آنها داشت تعقيبشان مىكرد .