هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
177
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
بلكه برگرفته شده از حكمت و انگيزهء عميقى است و پىآمدها و آثار خود را در پى دارد و جاى آن است كه بپرسيم : آيا از اينكه پيامبر جاى خود را در آن شب به على سپرد و شخصيت او را جايگزين خويش كرد نشانگر و الهامبخش آن نيست كه على ، محمد را پيوند و روابطى فراتر از خويشاوندى نزديك ميان آنها ، به هم گرد آورده است ، و آيا حق آن داريم كه نتيجهگيرى كنيم اگر شخص پيامبر از نظر پنهان شد [ و بدرود زندگى گفت ] على ( ع ) همان شخصيت جاىنشين است كه سزاوارى نشستن در مقام او را دارد و شخصيت او را نمايندگى كند ؟ و در ادامه مىگويد : گمانم اين است كه هيچ كس حتى شيعيان على و آنان كه در تشيع او مبالغه كردهاند نيز با چنين ديدى كه ما به اين جريان نظر افكندهايم با آن برخورد نكرده است ؛ اينان را مىبينيم كه به اين واقعه ، چندان توجهى ندارند و هنگامى كه او را براى جانشينى پيامبر برگزيدهاند و سزاوار جاى گرفتن در مقام رهبرى مسلمانان پس از پيامبر خدا دانستهاند و براى اثبات اين امر از هر چيزى بهره گرفتهاند ، اين موضوع را كاملا ناديده گرفتهاند . همچنين به گمان ما اگر به هنگامى كه على را مىبينيم كه در جاى پيامبر خوابيده و روانداز او را بر خود كشيده اين نتيجه را بگيريم كه او جانشين رسول خدا و قائم مقام اوست ، به گزاف نرفتهايم . و مىافزايد : اين رويارويى بىباكانه با قريش و توهين روا داشتن به آنها در شب هجرت و به مدت سه روز در ميان آنها بودن و رفت و آمد كردن از سوى على ( ع ) چيزى نيست كه قريش هرگز آن را فراموش كند و از خاطر ببرد و اگر در آن روز به اين نتيجه نرسيده بود كه با كشتن او ، وحدتش را از دست مىدهد و بىآنكه به هدفش - كه از ميان بردن محمد است - توفيقى حاصل كرده باشد در صفوفش چندگانگى پديد مىآيد او را مىكشت و عقده خالى مىكرد ولى بنا به همين ملاحظات اين كار را نكرد و به انتظار نشست تا در فرصتى مناسب ، حسابش را با او تسويه كند . حال آيا مىتوانيم نتيجهگيرى كنيم على بن ابى طالب داراى آنچنان موقعيت و منزلتى در رسالت پيامبر و نقشى در دعوت اسلام است كه هيچ كس از صحابههاى پيامبر ، ندارد ؟ گروهى سعى دارند كه همراهى ابو بكر با پيامبر در راه يثرب و پناه آوردن آن دو به غار را ، فضيلتى براى وى بشمار آورند كه دستكمى از خوابيدن على در جاى پيامبر و