هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
149
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
شده بود . پيامبر ( ص ) مىخواست تا ميان اين دو زبان همان گونه كه خداوند ميان دو دل آنها پيوند بر قرار كرده بود ، پيوند برقرار كند و از همان نخستين روزى كه پاى بدين جهان گذارد با وى پيمان ببندد بنابراين زبان خويش را كه جز به حق و حكمت ، گشوده نمىشود به دهانش برد تا حكمت را بر زبانش نقش بندد تا با حق و راستى عجين كرده و با كژى و ستمپيشگى ، دشمن جانى شود ، و پس از آن غذايش همان شير مادرى پاك و شايسته بود كه تاريخ در زندگى محمد بن عبد اللهى كه در كودكى پدر و مادر و جد خود را از دست داده بود و عمويش ابو طالب سرپرستىاش را بر عهده گرفته و در شمار فرزندانش آورده بود ، براى او بزرگواريهاى شايان ذكرى ، ثبت كرده است ؛ او به محمد بيش از فرزندان خود محبت مىكرد و زندگى و آسايش خود را نثار او مىكرد و محمد در خانه او يتيمى و بىسرپرستى را حس نمىكرد و از مادر خود نيز اگر زنده بود مراقبت و مواظبت فاطمه بنت اسد را انتظار نداشت . على ( ع ) تا سن هشت سالگى در دامان مادر پرورش يافت ؛ محمد بن عبد اللّه با خديجه ازدواج كرده و از او داراى پسران و دخترانى شده بود در همين احوال قريش را قحطى گرفت و زندگى بر بسيارى از آنان سخت شد بر ابو طالب نيز بار زندگى گران آمد زيرا ثروتش اندك و فرزندانش فراوان بودند و نمىتوانست از عهدهء خرج همگى بر آيد . محمد به دو عمويش حمزه و عباس پيشنهاد كرد كه : بياييد در اين موقعيت ، بارى از دوش ابو طالب سبك كنيم آنها به سراغ او آمدند و از وى خواستند تا فرزندانش را به آنها واگذارد . به ايشان گفت : عقيل را برايم بگذاريد و هر كه را خواستيد بگيريد : عباس طالب را و حمزه جعفر را و محمد على را گرفتند و از وى ( ص ) نقل است كه فرمود : كسى را انتخاب كردم كه خداوند او را براى من بر شما انتخاب كرده است . على آن روز شش يا هشتساله بود ، على از آن هنگام با محمد بود . محمد او را بزرگ مىكرد و آموزش مىداد و از رازهاى هستى و دانش و حكمت به وى مىآموخت آنچنان كه واقف به حقايقى گشت كه جز رسول خدا كسى بر آنها وقوف نداشت و هر كدام از صفاتى كه داشت در پيوند تنگاتنگ با صفات پيامبر ( ص ) قرار داشت و از هر آنچه از جاهليت و زشتيهاى آن كه محمد نفرت داشت على نيز تنفر پيدا كرد ؛ رموز هستى ، حقايق وجود و قوانين بقاى آن را درك كرد و در همهء صفات و موهبتهايى كه پيامبر داشت الگو و نمونه گرديد و همانى شد كه پيامبر در اشاره به او فرمود :