هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

148

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

گوشه‌اى از آن مأوى گرفته بود و بيم آن داشت كه چشمان آنها كه بنا به عادت خود شبها در گوشه و كنار آن گرد هم مىآمدند ، او را ببينند بنابراين به آن سوى پرده كعبه جاى گرفت تا از چشم آنها پنهان بماند . ترس و وحشت رنگ از چهره‌اش پرانده بود و سر تا پايش بر اثر درد زايمان مىلرزيد و در همان حال كه به پرده‌هاى كعبه آويخته بود خداوند زايمانش را آسان گرداند ؛ تولد او در آنجا رويداد تاريخى بىسابقه‌اى بود . هيچ كس پيش از او در آنجا زاده نشده بود پس از وى نيز كسى در آن مكان به دنيا نيامد او همان گونه كه در خانهء خدا بدين دنيا پاى گذارد به هنگام مرگ نيز از خانهء خدا دنيا را ترك كرد . او نخستين زاده از پدر و مادرى هاشمى بود ؛ فاطمه بنت اسد بن - هاشم بن عبد مناف از يك سو و ابو طالب بن عبد المطلب بن هاشم از سوى ديگر و با وجود اينكه پيش از او فاطمه ، طالب و جعفر و عقيل را به فرزندى داشت نزد محدثين چنين شهرت يافته كه على ( ع ) نخستين هاشمى از پدر و مادرى هاشمى است . محمد بن عبد اللّه بن مسكان از پدرش به نقل از امام جعفر صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : فاطمه بنت اسد ، به نزد همسرش ابو طالب آمد تا مژدهء تولد پيامبر را به او دهد به او گفت ، به اندازهء يك « سبت » صبر كن تا من نيز به تولد مانند او مگر در نبوت ، مژده‌ات دهم و مىافزايد كه « سبت » سى سال است و ميان تولد پيامبر و تولد على سى سال فاصله زمانى است ؛ بيست و پنج سال نيز گفته شده است « 1 » . راويان از مادرش فاطمه بنت اسد نقل كرده‌اند كه وقتى او را به دنيا آورد به مدت سه روز از پستان مادر ، شير نخورد و محمد بن عبد اللّه او را از آب دهانش غذا مىداد بدين ترتيب كه زبانش را به دهانش مىگذارد و او آن را مىمكيد تا سير مىشد . از اين روايت با فرض صحت - كه البته بعيد هم نيست - مىتوان اين نتيجه را گرفت كه خداوند متعال مىخواست تا او را به دست پيامبر امينش براى مسئوليتى كه در زمان پيامبر و پس از او قرار بود عهده‌دار شود آماده سازد بنابراين نخستين چيزى كه به دهانش آمد و آن را مكيد آنگونه چيزى نبود كه كودكان پيش از وى بدان خو گرفته بودند بلكه زبان پيامبرى بود كه از كودكى تا به هنگام مرگ جز به حقيقت و راستى نچرخيده و تا جايى كه پيش از نام و نشان به راستى و امانت شناخته

--> ( 1 ) كافى ، جلد 1 صفحه 452 ، « سبت » برهه‌اى از زمان است كه در حديث به اعتبار مصداقش برسى يا بيست و پنج سال ، به كار گرفته شده است .