هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
131
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
گفته بود كه سؤال نمىكردم . خنديد و گفت منظور او على بن ابى طالب ( ع ) است . گفتم اين سخن تماما از آن على ( ع ) است . گفت آرى به خدا كه چنين است و فرزندم ! پاى ملك و حكومت در ميان است گفتم : انصار چه پاسخى دادند ؟ گفت آنها به طرفدارى از على برخاستند و او كه از آشفتگى اوضاع بيم داشت آنان را از اين كار بازداشت . ابن ابى الحديد مىافزايد كه آنگاه من توضيحاتى در مورد نكات مبهم اين سخنان و منظور وى از برخى تعبيرات ، از وى خواستم او برايم توضيح داد . بهر حال اگر فاطمهء زهرا چنين برخوردى در مسجد النبى ( ص ) داشته و با چنان لحن تند بىسابقهاى ، انصار و مهاجرين را مورد خطاب قرار داده مسلما اين سخنانش بىتأثير نبوده است ، روايت حكايت از آن دارد كه گروهى از انصار فرياد على على سر دادند ولى او از بيم نابسامان شدن احوال ، آنان را به سكوت و آرامش فراخواند كه نشان مىدهد آنها به منظور و هدف اصلى او در سرزنش كردن و توصيف آنان به ارتداد و نفاق پى برده بودند همچنانكه با فريادهايى كه نام على ( ع ) را به زبان داشتند أبو بكر ترسيد كه مبادا كنترل اوضاع از دستش خارج شود بنابراين به تهديد و وعده و وعيد متوسل گرديد و نسبت به هر گونه حركتى عليه وضع موجود ، هشدار باش داد ؛ اينها همه نشانگر آنند كه فاطمهء زهرا ( س ) در همهء حركتهايى كه داشته خلافت را محور اقداماتش قرار داده است ، سخنانش با زنان مهاجر و انصار كه در صفحات پيش بخشهايى از آن را نقل كرديم همه راجع به خلافت و برخورد زبونانهء مردانشان با آن بود و مطلقا كارى به كار فدك و سهم ذا القربى و ارث و از اين قبيل ، نداشت كه به نظر من او در سخنرانىاش در مسجد به اين دليل يادى از ارث نمىكند تا تجاوز آشكار آنان را به آنچه كه خداوند در كتابش نازل فرمود و نيز سلطهء آنان را بر خلافتى كه سختيهاى بسيارى از آن چشيد و در ميان حوادثى كه به دنبال وفات پدرش در پى هم آمدند از همه برايش دردناكتر بود ، نشان مىدهد . بدون ترديد پافشارى او تا بدين پايه در اين مسأله تنها به اين دليل بود كه او مصلحت اسلام را در آن مىديد و بدست گرفتن قدرت از سوى على ( ع ) را ادامهء حكومت پيامبر و به سود اسلام و گسترش آن مىدانست ؛ آنچه كه ثابت مىكند مصالح اسلام در نظر او از هر چيز ديگرى اهميت بيشترى برايش داشت مطلبى است كه در شرح نهج - البلاغه و ديگر روايتهاى شيعه آمده و حكايت از آن دارد كه او پس از سخنرانى خود در حالى از مسجد بازگشت كه نوشتهء أبو بكر دربارهء فدك را در دست داشت كه