محمدرضا جبارى

447

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

حكايت دارد كه محمد بن سنان امام هادى عليه السّلام را درك كرده است ؛ گرچه لقب و مشخّصه ديگرى براى وى ذكر نشده تا مشخص شود كه مراد ، « محمد بن سنان زاهرى خزاعى » است ! علاوه بر اين‌كه مرحوم خويى از اين جهت كه موت عمر از آل فرج را سال 233 ق . مىداند ، نسبت به صحت اين رويت تشكيك كرده است ؛ هم‌چنين ، سند روايت نيز به سبب وجود احمد بن محمد بن عبد الله در آن ضعيف است . به هر حال ، اگر بپذيريم كه وى امام هادى عليه السّلام را درك كرده ، به ناچار مىبايست توجيه كنيم كه در ششم ذى الحجه سال 220 ق امام جواد عليه السّلام به شهادت رسيد ( بنابراين كه « خلون » را در جمله « لستّ خلون من ذى الحجّة » را به معنى « مضين » بدانيم و نه به معنى « بقين » ! چرا كه در صورت دوّم ، شهادت امام جواد عليه السّلام در 24 ذى الحجة خواهد بود ) و « محمد بن سنان » پس از اين واقعه ، در مدينه با امام هادى عليه السّلام ملاقات كرد و خبر هلاكت « عمر بن فرج » را شنيد ؛ سپس به كوفه رفت ، و اين روايت را از قول امام هادى عليه السّلام نقل كرد ، و در همان ماه ذى الحجّة نيز درگذشت ! اين توجيه ، گرچه عقلا ممكن است ولى البته خالى از بعد نيست . 5608712 خ 0 86 خ به هر تقدير ، بنابر پذيرش آنچه گذشت ، « محمد بن سنان » مىتواند پنج تن از ائمه عليهم السّلام را درك كرده باشد ! و در اين صورت ، كلام ابن شهر آشوب مبنى بر بابيّت وى براى امام صادق عليه السّلام توجيه‌پذير خواهد بود . گرچه ، اين استبعاد همچنان به قوّت خود باقى است كه يك جوان حدودا بيست ساله چگونه مىتوانسته به عنوان باب امام صادق عليه السّلام مطرح باشد ؟ البته بعيد نيست ابن شهر آشوب در نقل بابيّت وى براى امام صادق عليه السّلام ، دچار سهو قلم شده باشد ؛ چنان‌كه درباره محمد بن عثمان بن سعيد عمرى نيز چنين چيزى در كلام وى مشاهده مىشود ؛ كه خواهد آمد . در هر حال به نظر مىرسد اصل بابيّت محمد بن سنان احتمالش قوى است ، هرچند نتوانيم آن را براى امام صادق عليه السّلام اثبات كنيم ؛ چنان‌كه مرحوم خويى نيز با توجه به سخن ابن شهر آشوب ترديدى در وجود فردى موسوم به محمد بن سنان كه باب امام صادق عليه السّلام بوده است ، روا نمىدارد ؛ ولى معتقد نيست كه او همان محمد بن سنان خزاعى زاهرى بوده است . از رواياتى كه بر مقامات علمى و معنوى و در نتيجه مقام بابيّت او دلالت دارند ، مىتوان به روايتى كه كشّى از « عبد الله بن محمد بن عيسى » معروف به « بنان » نقل كرده