محمدرضا جبارى

442

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

فكر فرو رفته و برخاستند تا درصدد تهيه برآيند ! ولى مفضّل از آنان خواست كه بمانند و نزد وى غذا بخورند ! در همان حال به سراغ همان هم‌نشينانش فرستاد و جريان نامه امام صادق عليه السّلام را با آنان در ميان نهاد . طولى نكشيد كه آنان مبلغ دو هزار دينار و ده هزار درهم فراهم كرده و به مفضّل دادند ! مفضّل رو به اصحاب امام صادق عليه السّلام كرده و گفت : آيا مىخواهيد اينها را از نزد خود طرد كنم ؟ و تصوّر مىكنيد كه خداوند به نماز و روزه شما نيازمند است ؟ ! 1508712 خ 0 72 خ به اين ترتيب ، امام عليه السّلام و مفضّل به سران شيعه فهماندند كه سرّ اين مجالست‌ها ، هم حصول اهداف ارشادى است ، و هم بهره‌گيرى از امكانات جماعتى كه به لحاظ مشى خاصّ خود ( به اصطلاح امروزى ، لوطى مسلكى ) ، در صورت لزوم ، پشتوانه‌اى براى نيازمندىهاى شيعه مىتوانستند بود . اين نقل ، علاوه بر بيان برخى از فعّاليت‌هاى سرّى مفضّل ، حكايت از ميزان نزديكى و قرب وى به امام صادق عليه السّلام دارد ؛ و همين نكته ، تأييدى است بر قول به بابيّت وى براى امام صادق عليه السّلام و امام كاظم عليه السّلام . و اما رواياتى كه مفضّل را به علت گرايش‌ها و افكار غلوّآميز مورد نكوهش و انتقاد قرار داده‌اند ، قابل حمل بر اين معنى هستند كه : مفضّل گاه به لحاظ شناختى كه از جايگاه واقعى ائمه عليهم السّلام داشت ، به هنگام تحديث ، اقدام به نقل برخى از روايات مىنمود كه شيعيان و افراد عادى از باور آنها عاجز بوده و قايل به آن را به غلوّ و عقايد انحرافى متهم مىساختند ! به گفته برخى از رجاليان ، بسيارى از افكارى كه مفضّل به سبب ارائه و افشاى آنها متّهم به غلوّ مىشد ، اكنون جزو ضروريات مذهب شيعه محسوب مىشود ! و چه بسا نفس اتهام به غلوّ موجب مىشد كه افكار غلوّآميز غاليان حقيقى به مفضّل نيز نسبت داده شود ! 2508712 خ 0 73 خ به اين ترتيب ، مىتوان دامان اين صحابى گران‌قدر دو امام صادق عليه السّلام و كاظم عليه السّلام را از آنچه موجب شده گروهى به سبب آن به تضعيف وى بپردازند ، مبرّا نمود و وى را به عنوان يكى از صاحبان سرّ اين دو امام همام معرفى كرد كه نهايت شفقت و ارادت را نسبت به آن بزرگواران اظهار مىكرده است . مرحوم آية الله خويى ضمن نقل روايات ذامّه و روايات مادحه مفضّل ، و اسقاط برخى از روايات هر دو گروه ، به سبب ضعف سند ، در نهايت ، با توجه به گروه ديگرى از روايات مادحه ، و ثاقت و جلالت قدر مفضّل را نتيجه مىگيرد . ضمن آن‌كه ايشان با اشاره