محمدرضا جبارى
39
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
شيعيان بهجاى مراجعه مستقيم به ائمه عليهم السّلام غالبا با مراجعه نزد ابواب مشكلات خود را رفع مىكردند . به هر حال ، مقام بابيّت مقامى عظيم بوده كه به اصحاب سرّ و خواص ائمه عليهم السّلام و وسايط اتصال آنان با ديگران اطلاق مىشده است . مؤيد وجود چنين منصب و جايگاهى براى برخى از وكلا و نمايندگان خاص ائمه عليهم السّلام آن است كه گروهى به دروغ مدعى بابيّت ائمه عليهم السّلام بودند ، كه به خواست خداوند در فصلى مجزّا به آن خواهيم پرداخت . قيّم ، قوّام واژه قيّم ، و جمع آن قوّام ، از ديگر واژههايى هستند كه در مورد وكلاى ائمه عليهم السّلام ، در متون تاريخى و روايى به كار رفتهاند . قيّم در لغت به معنى سرپرست ، برپادارنده كار ، حافظ ، نگهبان ، حامى ، كفيل و متولى يك امر به كار رفته است ، 9734712 خ 0 45 خ كه در صورت استعمال براى وكلاى ائمه عليهم السّلام همين معنى اخير مراد است ؛ يعنى كسانى كه متولى امر نمايندگى امام عليه السّلام و دريافت وجوه شرعى يا سرپرستى اوقاف و امثال اينها بودند . نمونههايى از كاربرد اين دو واژه در متون تاريخى و رجالى از اين قرارند : شيخ طوسى درباره « معلّى بن خنيس » چنين آورده : « كان من قوّام أبى عبد الله عليه السّلام و . . . » و در دنباله ، سخن امام صادق عليه السّلام در مؤاخذه داود بن على به خاطر اقدامش به كشتن معلّى را نقل كرده كه فرمود : « يا داود ، على ما قتلت مولاى و قيّمى فى مالى و على عيالى ؟ » 0834712 خ 0 46 خ . درباره وكلاى امام كاظم عليه السّلام نيز تعبير قوّام به كار رفته است ؛ براى نمونه ، كشّى و شيخ طوسى درباره اسامة بن حفص نقل كردهاند كه : « كان قيّما لأبى الحسن موسى عليه السّلام » . 1834712 خ 0 47 خ چنانكه كشّى درباره آن دسته از وكلاى امام كاظم عليه السّلام كه به مذهب وقف گراييدند تعبير قوّام را نقل كرده است : « مات أبو الحسن عليه السّلام و ليس من قوّامه أحد الا و عنده المال الكثير . . . » . 2834712 خ 0 48 خ همچنين درباره على بن جعفر همانى ، كه وكيل امامين عسكريين عليهما السّلام بوده ، در رجال شيخ طوسى هر دو تعبير وكيل و قيّم به كار رفته است . 3834712 خ 0 49 خ در عصر غيبت صغرا ، يكى از وكلاى ناحيه مقدّسه به نام « محمد بن صالح همدانى » طى نامهاى به ناحيه مقدّسه ، از اينكه حديث « خدّامنا و قوّامنا شرار خلق الله » وسيله