محمدرضا جبارى

40

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

ايذاى وى توسط ديگران شده است ، شكوه مىكند ؛ 4834712 خ 0 50 خ كه اين حديث و اين نامه حكايت از كاربرد واژه قوّام درباره وكلاى ائمه عليهم السّلام دارند . نايب ، نوّاب نايب از ريشه لغوى ناب ينوب نوبا ، و به معنى قرب و رجع و اعتاد و . . . استعمال شده است ؛ و به تناسب با همين معانى ، اصطلاحا به معنى جانشين و قائم‌مقام به كار رفته است ، چرا كه نايب و جانشين نيز نزد منوب عنه رجوع كرده و به او نزديك است : النائب من قام مقام غيره فى أمر أو عمل ، يقال : نائب الرئيس ، و نائب القاضى و نائب الشعب و النائب العمومىّ . 5834712 خ 0 51 خ واژه نايب ، و جمع آن نوّاب ، درباره سفراى اربعه عصر غيبت صغرا استعمال شده است ، و مىتوان گفت كه امروز بيشترين استعمال درباره ايشان ، با تعبير « نوّاب اربعه » است . مؤيد اين معنى ، سخن قطب الدين راوندى درباره عثمان بن سعيد عمرى است كه : « كان عثمان بن سعيد وكيل العسكرى عليه السّلام ثم نائب القائم ( عج ) » 6834712 خ 0 52 خ . و اين‌كه در معرفى منصب وى در عصر امام عسكرى عليه السّلام تعبير وكيل و در عصر غيبت تعبير نايب را به كار برده است ، مىتواند حاكى از اختصاص تعبير نايب و نوّاب به سفراى اربعه عصر غيبت صغرا باشد ؛ چرا كه نايب به معنى جانشين و قائم‌مقام به كار مىرود و اين معنى در مورد نوّاب اربعه ، كه به‌طور مطلق به عنوان باب حضرت مهدى عليه السّلام و جانشين او و تنها واسطه بين او و شيعيان بودند قابل صدق است ؛ به خلاف عصر حضور ائمه عليهم السّلام كه با وجود ابواب و وكلا ، امام نيز مرتبط با شيعيان بود و از اين رو ، برترين وكلاى ائمه عليهم السّلام نيز نايب و جانشين و قائم‌مقام مطلق آنان محسوب نمىشدند . ساير واژه‌ها در برخى تعابير ائمه عليهم السّلام به هنگام نصب وكلا ، و در عبارات علماى رجالى ، به تعابيرى از اين دست برمىخوريم : تعبير امام هادى عليه السّلام به هنگام نصب ابا على بن راشد به‌جاى على بن حسين بن عبد ربّه چنين است : « قد اقمت أبا على بن راشد مقام علىّ بن الحسين بن عبد ربّه و من قبله من وكلائى . . . » . 7834712 خ 0 53 خ