الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسن اسلامى )
26
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي )
حسن و امام حسين مانند كرده و آنها را « سبطين » مىناميدند و اين نامگذارى شيوع فراوانى يافته بود ، ابو هاشم جعفرى مىگويد : روزى بر مركبى سوار شدم و اين آيهء شريفه را خواندم : « سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ » « 1 » . « منزّه است كسى كه اين مركبها را مسخر ما ساخت و حال آنكه ما را توان دستيابى بر آنها نبود » . يكى از « سبطين » آنچه را خواندم شنيد و گفت : « تو را چنين دستورى ندادهاند ، به تو دستور دادهاند هنگامى كه بر مركب سوار شدى نعمتهاى پروردگارت را ياد كنى » « 2 » . فاجعهء بزرگ هولناكترين مصيبت در زندگى امام حسن عسكرى - عليه السّلام - فقدان پدر بود . « معتمد » طاغوت عباسى كه از مشاهده تلألؤ امام در جامعه و مردمانى كه پروانهوار ايشان را دربرگرفته بودند و از سرچشمه علم و ادب ايشان سيراب مىشدند به تنگ آمده بود و كينه در اعماق روح و جانش ريشه دوانده بود يكى از بزرگترين و دهشتبارترين جنايات را مرتكب شد و امام را مسموم كرد « 3 » . زهر در تن امام كارگر شد و ايشان را بسترى ساخت . دم بدم رنج و درد افزون مىشد و بيمارى امام شدت مىيافت ، شيعيان و بزرگان دولت به عيادت ايشان مىآمدند يكى از عيادت كنندگان ابو هاشم جعفرى شاعر آسمانى و زبان گوياى اهل بيت بود كه از مشاهده حال امام پرده اشكى چشمانش را فرا گرفت و اندوه عميق و سينهء سوختهء خود را طى ابيات زير چنين تصوير كرد :
--> ( 1 ) - سورهء زخرف ، آيهء 13 . ( 2 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 259 . ( 3 ) - المناقب ، ج 4 ، ص 401 .