الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسن اسلامى )
27
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي )
« جهان در برابر چشمانم تيره و تار شد ، قلبم پارهپاره گشت و تبدار شدم ، هنگامى كه شنيدم امام بيمار و رنجور است گفتم : همهء هستيم فداى او باد ! » . « اماما ! با بيماريت اسلام بيمار گشت و ستارگان ، تيره و بىنور شدند . شگفتا ! تو كه درمان هر دردى هستى چگونه دچار درد و بيمارى شدهاى » . « تو طبيب دردها در دين و دنيا و زنده كنندهء مردگان و زندگان هستى » « 1 » . ابيات فوق نهايت رنج و اندوه ابو هاشم را نشان مىدهد . بيمارى امام او را غمگين كرده تا آنجا كه حاضر است خود را فداى ايشان كند . بيمارى امام بيمارى اسلام است و ستارگان تيره شدهاند . ابو هاشم شگفتزده مىپرسد امام كه خود درمانگر هر درد است چگونه بيمار مىشود ! . ابو دعامه نيز به عيادت امام رفت و هنگامى كه قصد خارج شدن داشت حضرت به او گفت : « اى ابا دعامه ! حق تو بر ما واجب گشت آيا نمىخواهى برايت حديثى بگويم تا از آن خشنود گردى ؟ » ابو دعامه به سرعت پاسخ داد : « چرا يا بن رسول اللّه چقدر به احاديث شما نيازمندم ! » . حضرت فرمود : « پدرم امام جواد از پدرش على بن موسى ، از پدرش موسى بن جعفر ، از پدرش جعفر بن محمّد ، از پدرش محمّد بن على ، از پدرش على بن الحسين ، از پدرش حسين بن على ، از پدرش على بن ابى طالب ، برايم نقل كرد
--> ( 1 ) - اعلام الورى ، ص 336 : مادت الارض بى و آدت فؤادى * و اعترتنى موارد العرواء حين قيل الامام نضو عليل * قلت نفسى فدته كل الفداء مرض الدين لاعتلالك و اعتل * و غارت له نجوم السماء عجبا ان منيت بالداء و السقم * و انت الامام حسم الداء انت آسى الادواء فى الدين و * الدنيا و محيى الاموات و الاحياء