الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسن اسلامى )

19

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي )

- عليه السّلام - خداترسى و بيم از حضرت حق بود . ايشان از همان دورهء كودكى در انديشه و به ياد خدا بودند . مورّخان نقل مىكنند كه روزى شخصى بر حضرت گذر كرد و ايشان را ديد كه در كنار كودكان همسال خود ايستاده و مىگريد ، آن شخص پنداشت ايشان بخاطر نداشتن بازيچه‌اى كه در دست كودكان ديگر است مىگريد و با ايشان همبازى نمىشود لذا گفت : برايت بازيچه‌اى مىخرم تا بازى كنى . حضرت انكار كرد و گفت : « نه ، ما را براى بازى نيافريده‌اند . . . » . آن مرد حيرت كرد و گفت : پس براى چه آفريده‌اند ؟ . - براى دانش و پرستش . - از كجا اين را مىگويى ؟ . - زيرا خداوند مىفرمايد : « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً « 1 » ؛ آيا پنداشتيد شما را به عبث آفريديم » . آن مرد حيرت زده و با شگفتى گفت : آخر تو را گناهى نيست در حالى كه كودك هستى ؟ ! . - از من دور شو ، مادرم را ديدم كه با چوبهاى بزرگ آتش مىافروخت ليكن موفق نمىشد تا آنكه از چوبهاى كوچك استفاده كرد و من مىترسم از چوبهاى كوچك جهنم باشم . . . » « 2 » . ايمان به خداوند از عناصر ذاتى ايشان بود و يقين به پروردگار با جان و روانشان عجين بود . تنها از خدا بيمناك و خائف بودند و جز از حق از ديگرى هراس نداشتند و اين ويژگى ، در تمام مراحل زندگى در حضرت وجود داشت .

--> ( 1 ) - سوره مؤمنون ، آيه 115 . ( 2 ) - جوهرة الكلام في مدح السادة الاعلام ، ص 155 و دائرة المعارف بستانى ، ج 7 ، ص 45 .