سيد جعفر شهيدى
87
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
[ آثار واقعهء حرّه در مدينه و تحليلى از روحيهء مردم در آن دوره ] وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً « 1 » واقعهء حره را بايد يكى از حادثههاى شگفت و در عين حال اسفناك در تاريخ اسلام دانست ، و برگى سياه است كه امويان بر دفتر كار خود افزودند . مردى كه خود را جانشين پيغمبر ميداند رخصت مىدهد شهر پيغمبر ، مدفن او ، و مركز حكومت اسلام و محل سكونت مردم پارسا و شبزندهدار ، براى مدت سه روز در اختيار لشكريان ديو سيرت وى قرار گيرد ، تا هر چه ميخواهند ببرند و هر كار كه مىخواهند بكنند . چه مردان پرهيزكار در آن چند روز كشته شد ؟ چه حرمتها بر باد رفت ، چه بىحرمتىها كه از آن درندهخويان سر زد ، قلم از نوشتن آن شرم دارد ، بىدينى امير و مأمور بجاى خود ، راستى جامعهء مسلمان آن روز چگونه آن نامسلمانى و بلكه نامردمى را ديد و خاموش ماند ؟ يزيد چنان كه نوشتيم از مسلمانى چيزى نميدانست ، در اين سخن ترديدى نبايد كرد ، سربازان او هم همينكه شنيدند فرماندهء اعزامى دست آنان را گشوده است شهر و آنچه را در آن بود مفت خود دانستند ، اما مسلمانان اطراف چرا خاموش ماندند ؟ پس از حادثهء مدينه ، شام ، مصر و عراق تكانى نخوردند و عكس العملى جز نفرين نشان ندادند آن هم در گوشه و كنار و پنهان از ديدهء مأموران دولت و سپاهيان شام . گروهى بسيار از
--> ( 1 ) . و محمد نيست جز پيمبرى كه پيش از او پيمبران بودند . اگر بميرد يا كشته شود شما بگذشتهء خود بازميگرديد ؟ و كسى كه بگذشتهء خود بازگردد خدا را زيانى نميرساند . ( آل عمران : 144 )