سيد جعفر شهيدى
20
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
چنان كه مىبينيم در ضمن داستان سهل بن قاسم آمده است كه : عثمان يكى از دو دختر يزدگرد را به حسن ( ع ) داد به نظر مىرسد كه همچشمى حسنيان با حسينيان موجب پديد آمدن چنين روايتى شده باشد . و بايد ديد چرا مؤلف عمدة الطالب بر اين حديث دست نيافته است تا بداند جاى گله نيست . حسنيان و حسينيان هر دو از مفاخرت زناشوئى با خاندان يزدگرد برخوردار بودهاند ! قسمت اخير روايت سهل بن قاسم « امام على بن الحسين كنيزى را كه پرستار او بود مادر خود ميدانست . و چون معلوم شد مادر او نيست او را شوهر داد » در خور توجه و دقت است . . خيالپرداز ديگرى كه نمىخواسته است افتخار زناشوئى با خاندان شهريار ايران ، تنها نصيب فرزندان على شود داستان را دستكارى كرده و بدين صورت درآورده است : قريش به فرزندانى كه از كنيز مىزادند اعتنائى نداشت ، تا آنكه از اين كنيزان سه تن كه بهترين مردم زمان خود بودند زائيده شد : على بن الحسين ، قاسم بن محمد بن ابى بكر ، و سالم بن عبد الله بن عمر و داستان آنان چنين است كه : در خلافت عمر سه دختر يزدگرد را باسيرى نزد او آوردند . عمر خواست آنان را بفروشد على ( ع ) فرمود دختران پادشاهان را نمىفروشند سپس خود بهاى آنان را پرداخت ؟ و ميان حسين بن على و محمد بن ابى بكر و عبد الله بن عمر قسمت كرد و آن سه تن از اين سه دختر متولد شدند « 1 » از آنچه دربارهء يزدگرد و حضور نداشتن خاندان او در ميدانهاى نبرد و ناممكن بودن اسيرى دختر يزدگرد در عهد عمر نوشتيم ، بىاساس بودن اين گفتار نيز روشن مىشود و بطلان آن نيازى به توضيح بيشتر ندارد . اما در ارشاد روايتى بدين مضمون مىبينيم على ( ع ) حريث بن جابر حنفى را به حكومت قسمتى از شرق فرستاد . حريث از آن سرزمين دو دختر يزدگرد را باسيرى گرفت و نزد على ( ع ) روانه ساخت . على ( ع ) يكى را كه شاه زنان نام داشت به حسين داد و زين العابدين از او متولد شد . و ديگرى را به محمد بن ابى بكر داد و قاسم از او متولد گرديد « 2 » با اين
--> ( 1 ) . ربيع الابرار نسخهء خطى كتابخانهء ملى ص 112 - 113 ( 2 ) . ارشاد ج 2 ص 138 و اعلام الورى ص 256 و نگاه كنيد به كشف الغمه ج 2 ص 91 - 92 و روضة الواعظين ص 201