سيد جعفر شهيدى
19
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
جعل و تخليطهاست . پس اگر ما حديث نقل شده در كتاب كافى را نپذيريم و يا در پذيرفتن آن ترديد كنيم ، گردى بر دامن وثاقت كلينى و عظمت كتاب او نخواهد نشست ، چه آن بزرگوار در عصر خود كوششى را كه مقدور بود كرده است . گويا بخاطر همين ناسازوارىهاى زمانى و مكانى است كه دستهاى ديگر از تاريخنويسان اسيرى دختر يزدگرد را در عهد عثمان بن عفان نوشتهاند . شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا از سهل بن قاسم نوشجانى چنين آورده است : امام رضا ( ع ) در خراسان مرا گفت ما و شما خويشاوندانيم ! گفتم : - امير اين خويشاوندى از كجاست ؟ فرمود : - هنگامى كه عبد الله بن عامر بن كريز خراسان را گشود ، بر دو دختر يزدگرد دست يافت و آن دو را نزد عثمان بن عفان فرستاد . عثمان يكى از دو دختر را به حسين ( ع ) و ديگرى را به حسن ( ع ) بخشيد و اين دو زن بهنگام وضع حمل درگذشتند ، و پرستارى على بن حسين را يكى از كنيزان پدرش به عهده گرفت . اما على بن حسين ( ع ) او را مادر خود ميدانست . چون بر وى معلوم شد كه مادر او نيست و كنيز اوست وى را شوهر داد . مردم پنداشتند على بن حسين مادر خود را شوهر داده است . سهل بن قاسم گويد هيچكس از خاندان ابى طالب نماند جز اينكه اين حديث را از زبان من نوشت « 1 » گمان ميرود داستان شهربانو بر پايهء همين نقل و بر اساس رفتن پسر عامر بخراسان پديد آمده . طبرى در حادثههاى سال سى و دوم هجرى نويسد : عبد الله بن عامر بن كريز با مردم آبرشهر آشتى كرد - جنگ نكرد - و آنان دو دختر از خاندان كسرى بنامهاى بابونج و طهمينج ( بابونه و تهمينه ) به دو دادند . و در روايت ديگرى از صلت بن دينار نويسد : پسر عامر عبد الله بن خازم را به سرخس فرستاد . او دو دختر از خاندان كسرى بدست آورد يكى را به نوشجان داد و ديگرى كه بابونه نام داشت مرد « 2 »
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ج 2 ص 126 - 127 . امّا عبارت مناقب چنين است : تزوج بامه ( ج 4 ص 162 ) . ( 2 ) . تاريخ طبرى ج 5 ص 2887 . رجوع شود به مروج الذهب ج 1 ص 177 و ايران در زمان ساسانيان ص 362 . بايد توجه داشت دخترانى كه تاريخنويسان براى يزدگرد نوشتهاند بنامهاى ادرك ، شاهين ( شهين ) و مرداوند بوده است و از اسير شدن آنان در اين سندها نامى نيست .