سيد جعفر شهيدى

8

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

دعبل آمده است : ديار علىّ و الحسين و جعفر * و حمزة و السّجاد ذى الثفنات « 1 » اين لقب‌ها را كه به امام على بن الحسين نهاده‌اند ، مانند لقب‌هائى نيست كه در عرب بهنگام زادن كودك و يا در كودكى وى به دو مىدهند . نيز چون لقب‌هائى نيست كه از سدهء سوم هجرى در قلمرو حكومت اسلامى رواج يافت . و يا لقب‌هايى كه در سدهء سيزدهم و چهاردهم هجرى در كشور ما معمول شد و يكى از منتقدان اجتماعى فهرستى از آن را در كتاب خود « 2 » آورده است . اين لقب‌ها را مردم به اين امام ( ع ) داده‌اند ، مردم نه به معناى لغوى اين كلمه ، بلكه به معناى اصطلاحى آن ، يعنى صرافان گوهرشناس و عارفان انسان‌جو . آنان كه در آن دوران تاريك از ديو و دد ملول شده بودند و با ديدن او كسى را ديدند ، كه آن دانشمند در روز روشن با چراغ گرد شهر در پى او ميگرديد و نمىيافت . مصداقى كامل از « عباد الرّحمن » « 3 » . بيشتر كسانى كه اين لقب‌ها را به دو داده‌اند نه شيعه بودند و نه او را امام و منصوب از جانب خدا ميدانستند ، اما نميتوانستند آنچه را در او مىبينند نديده بگيرند . هر يك از اين لقب‌ها نشان‌دهندهء مرتبه‌اى از كمال نفس و درجتى از ايمان ، و مرحله‌اى از تقوى و پايه‌اى از اخلاص است ، و بيان دارندهء . اعتماد و اعتقاد مردم بدارندهء اين لقب‌ها : سيد عابدان ، پيشواى زاهدان ، مهتر پرهيزكاران ، امام مؤمنان ، زيور صالحان ، چراغ شب‌زنده‌داران و پيشانى پينه بسته . و چنان كه خواهيد خواند او بحقيقت مظهر نمايان اين صفت‌ها بوده است ، و اين گفته‌اى است كه همگى بر آنند . كنيت او را ابو محمد « 4 » ، ابو الحسن « 5 » ، ابو بكر « 6 » و ابو الحسين « 7 » نوشته‌اند . پدرش ، امام حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) ، دخترزادهء پيغمبر اسلام ( ص ) . سومين امام

--> ( 1 ) . ديوان ص 131 ( 2 ) . سفرنامه ابراهيم بيك . ص 61 ( 3 ) . فرقان : آيه 63 ( 4 ) . انساب الاشراف ج 2 ص 146 ، صفة الصفوة ج 2 ص 52 . كشف الغمه ج 2 ص 105 ( 5 ) . طبقات ج 5 ص 157 ، صفة الصفوة ج 2 ص 52 ( 6 ) . مناقب ج 4 ص 175 . كشف الغمه ج 2 ص 105 ( 7 ) . نسب قريش ص 58 . ارشاد ج 2 ص 138