الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

88

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : چون ذو القرنين به محل سد رسيد و از آن گذشت و وارد ظلمات شد به فرشته‌يى برخورد كه بر كوهى ايستاده بود و بلندى آن پانصد ذراع بود . فرشته به او گفت : اى ذو القرنين ! مگر پشت سرت راه نبود ؟ ذو القرنين پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : من فرشته‌يى از فرشتگان خدايم كه بر اين كوه گماشته‌ام ، هيچ كوهى خدا نيافريده است مگر آنكه رگه‌يى از آن به اين كوه بسته است و چون خداوند اراده فرمايد كه شهرى را بلرزاند و زلزله افكند به من وحى مىفرمايد و من آن را به جنبش در مىآورم . ( 2 ) امام صادق ( ع ) از پدرش از جدش ، روايت مىكند كه فرموده است : در عرش تمثال همهء چيزهايى كه خداوند در دريا و خشكى آفريده است موجود است و اين تأويل گفتار خداوند است كه مىفرمايد : « و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانه‌هاى آن پيش ماست . » « 1 » و همانا فاصلهء ميان يك پايهء عرش تا پايهء ديگر آن به اندازهء هزار سال پرواز پرندهء تيز پرواز است و عرش هر روز از هفتاد هزار رنگ نور پوشيده مىشود و هيچ يك از آفريده‌هاى خداوند ياراى نگريستن به عرش ندارد و همهء اشياء در برابر عرش همچون حلقه‌يى در فلاتى است ، و همانا خداوند متعال را فرشته‌يى به نام حزقائيل است كه او را هيجده هزار بال است و فاصلهء ميان هر دو بال او پانصد سال راه است . به خاطر اين فرشته گذشت كه آيا فراز عرش چيزى هست ؟ خداوند متعال به همان اندازه كه بال داشت بر بالهاى او افزود و او داراى سى و شش هزار بال شد كه فاصلهء ميان هر بال او پانصد سال راه بود و سپس خداوند به او وحى فرمود كه اكنون پرواز كن . او به اندازهء بيست هزار سال پرواز كرد و سرش به هيچ يك از پايه‌هاى عرش نرسيد . خداوند باز بر اندازهء بالها و قدرت او افزود و آن را دو برابر كرد و فرمان داد كه همچنان پرواز كند . او به اندازهء سى هزار سال ديگر پرواز كرد ، باز هم به پايه‌يى از پايه‌هاى عرش نرسيد و خداوند به او وحى فرمود كه اگر با داشتن اين همه بال و نيرو تا نفخ صور هم پرواز كنى به ساق عرش نخواهى رسيد . آن فرشته گفت : سبحان ربى الاعلى ( منزه و پاك است پروردگار من كه برتر است ) ، و خداوند متعال هم در قرآن چنين نازل فرموده است : سبح اسم ربك الاعلى ( تنزيه كن به نام پروردگار

--> ( 1 ) . بخشى از آيهء 21 سورهء پانزدهم ( حجر ) . اين گفتار از همين كتاب روضة الواعظين در تفسير برهان بحرانى ذيل همين آيه آمده است . م .