الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

741

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

عيب را بپسندد ، چنين شخصى ، خود احمق است . « 1 » ( 1 ) پيامبر فرموده‌اند : هر كس بهتانى به زن مؤمن يا مرد مؤمنى بزند يا آنچه را در او نيست بگويد ، خداى عز و جل او را بر كوهى از آتش باز مىدارد تا از عهدهء آنچه گفته است برآيد . ( 2 ) و همان حضرت فرموده‌اند : چهار گروه ، موجب افزونى آزار دوزخيان مىشوند . با آنكه دوزخيان خود در آزار و شكنجه‌اند ، به آن چهار گروه ، از آشاميدنىهاى ناگوار دوزخ آشامانيده مىشود و فرياد بر آه و واى برمىدارند . دوزخيان به يك ديگر مىگويند : اين چهار گروه را چه مىشود كه آزار بر آزار ما مىافزايند ؟ گروهى ، آويخته از تابوتى آتشينند و گروهى ، خود معده و رودهء خويش را بيرون مىكشند و گروهى ، از دهانشان چرك و خون بيرون مىآيد و گروهى گوشت خود را مىخورند . دوزخيان به فرشته‌يى كه موكل بر آن تابوت است ، مىگويند : اين گروه را چه گناهى است كه آزار بر آزار ما افزوده‌اند ؟ مىگويد : بر گردن اينان اموال مردم بوده است و قصد پرداخت آن را نداشته‌اند . به فرشتهء موكل بر گروهى كه معده و رودهء خويش را بيرون مىكشند ، مىگويند : اين گروه را چه گناهى است كه آزار بر آزار ما افزوده‌اند ؟ مىگويد : توجه و اعتنايى نداشتند كه نجاست ادرار به هر كجاى بدنشان برسد ، پاك كنند . سپس به فرشتهء موكل بر آنان كه از دهانشان چرك و خون بيرون مىآيد ، مىگويند : اينان را چه گناهى است كه آزار بر آزار ما افزوده‌اند ؟ مىگويد : ياوه سرايى مىكردند . هر سخن ناپسندى را كه مىشنيدند ، بازگو مىكردند . سرانجام به فرشتهء موكل بر آنان كه گوشت خود را مىخورند ، مىگويند : گناه اينان چه بوده است كه چنين آزار بر آزار ما مىافزايند ؟ مىگويد اينان غيبت و سخن چينى مىكردند . « 2 » ( 3 ) خداى عز و جل در بارهء زن ابو لهب فرموده است : « و زنش بردارندهء هيمه است . » مجاهد در تفسير اين آيه گفته است ، يعنى سخن چين بوده است . « 3 » ( 4 ) گفته شده است كه پيامبر ( ص ) از كنار دو گور عبور فرمودند و گفتند : صاحب اين دو گور عذاب مىشوند ، نه در مورد گناهى بزرگ ، يكى از ايشان از ترشح ادرار

--> ( 1 ) . به نقل از جامع الاخبار در بحار الانوار ، ص 259 ، ج 75 ، آمده است . م . ( 2 ) . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق ، ص 295 . م . ( 3 ) . در تفسير تبيان شيخ طوسى ، ص 428 ، ج 1 ، آمده است و به قول سعدى « سخن چين بيچاره هيزم كش است . » . م .