الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
691
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
نزار و نيازهايشان اندك و نفسهاى ايشان عفيف و پارساست . روزگارى اندك را با شكيبايى بسر آورند كه در پى آن آسايشى جاودانه است . اين بازرگانى آسان و پر بهرهيى است كه خدايشان براى آنان فراهم فرموده است . دنيا آنان را خواست ولى آنان ، آن را نخواستند و دنيا آنان را گرفتار بند و بلا ساخت و ايشان جانشان را فديه دادند و خود را از آن رهايى بخشيدند . ( 1 ) اما شبها آنان بر پا ايستادگانند و آيات قرآن را برشمرده مىخوانند و با انديشيدن در آن خود را اندوهگين مىسازند و بوسيلهء آن ، درمان درد خويش را مىجويند و چون به آيهيى مىگذرند كه در آن تشويقى است ، به آن اميد مىبندند و از شوق با جان خويش به آن مىنگرند و چنان مىپندارند كه برابر ديدگان آنان است و چون به آيهيى مىگذرند كه در آن بيم است ، گوشهاى دل خود را به آن مىسپارند و چنان مىپندارند كه هياهوى دم و بازدم دوزخ بيخ گوش ايشان است . و آنان با قامت خميده در حال ركوعند و پيشانى و كف دست و زانو و سر پنجهء پاهاى خود را بر خاك نهاده ( در حال سجده ) و از خداوند آزادى گردن خود را از آتش مسألت مىكنند . اما روزها بردبار و دانا و پرهيزگارند . بيم از خدا آنان را همچون تيرتراش داده است ، ( 2 ) نظركننده به آنان مىنگرد و مىپندارد كه بيمارند و حال آنكه آنان را بيمارىيى نيست و كسى كه به ايشان مىنگرد ، مىگويد همانا حواسشان پرت است . آرى كه كارى بزرگ حواس آنان را پرت كرده است . آنان به مقدار اندك از كار خود خشنود نمىشوند و كار بسيار را ، بسيار نمىشمرند . خود خويشتن را به كاهلى متهم مىسازند و از كردارهاى خويش بيمناكند . چون يكى از ايشان را ستايش مىكنند از آنچه گفته مىشود بيم مىكند و مىگويد من به خويشتن از ديگران داناترم و خداى به آنچه كه در نفس من است از من داناتر است . بار خدايا ! به آنچه مىگويند بر من مگير و مرا بهتر از آنچه مىپندارند قرار بده و براى من آنچه را كه نمىدانند بيامرز . از نشانههاى هر يك از ايشان اين است كه براى او نيرويى در دين مىبينى و دور انديشى آميخته با نرمى و ايمانى همراه با يقين و آزمندى در طلب دانش و دانشى آميخته با بردبارى و ميانه روى در هزينه در عين توانگرى ، و خشوعى در عبادت و تحمل در تنگدستى و شكيبايى در سختى و طلب حلال ، و در هدايت و رستگارى چالاك و پر نشاط ، و از طمع دورى جستن و در عين حال كه كارهاى شايسته انجام مىدهد ، در ترس و بيم است . چون روز را به شب مىرساند ، همتش سپاسگزارى است و چون شب را به صبح مىرساند ، همتش ياد