الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

687

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

از ساختن سد آسوده شد ، به راه خود ادامه داد ، همان گونه كه حركت مىكرد و سپاهيانش همراهش بودند ، از كنار پيرمردى گذشت كه نماز مىگزارد . ذو القرنين همراه سپاهيان خود همان جا ايستاد تا نمازش تمام شد و سپس به او گفت : چگونه اين همه سپاهيان كه كنار تو رسيدند بيمى به خود راه ندادى و پريشان خاطر نشدى ؟ گفت : با كسى مناجات مىكردم كه سپاهيانش از تو بيشتر و پادشاهيش گرانقدرتر و نيرويش تواناتر است و اگر چهره به سوى تو برمىگرداندم ، به نياز خود در پيشگاه او دست نمىيافتم . ( 1 ) ذو القرنين گفت : آيا موافقى كه همراه من بيايى و من با تو مواسات كنم و براى انجام برخى از كارهاى خويش از تو كمك بگيرم ؟ گفت : آرى ، به شرط آنكه براى من چهار خصلت را ضمانت كنى ، نعمتى كه از ميان نرود و صحتى كه در آن رنج و بيمارى نباشد و جوانىيى كه پيرى را بر آن راه نباشد و زندگانى و عمرى كه مرگ در آن نباشد . ذو القرنين گفت : كدام آفريده است كه توانا به انجام اين امور باشد ؟ پير گفت : من با كسى هستم كه به اين كارها تواناست و در اختيار اوست و تو خود در اختيار اويى و راه خود را بگير و برو . ( 2 ) همچنان كه ذو القرنين به راه خود ادامه مىداد به گروهى از خردمندان امت موسى ( ع ) رسيد كه به حق راهنمايى شده بودند و به آن عمل مىكردند و چون ايشان را ديد به آنان گفت : اى قوم ! از خبر خود براى من بگوييد كه من تمام خاور و باختر و خشكى و دريا و زمين و كوه و دشت و روشنى و تاريكى آن را گشته‌ام و به گروهى چون شما برنخورده‌ام . اينك به من خبر دهيد كه چرا گور مردگان شما بر در خانه‌هايتان قرار دارد ؟ گفتند : چنين كرده‌ايم كه مرگ را فراموش نكنيم و ياد آن را دلهاى ما بيرون نرود . پرسيد : چرا خانه‌هاى شما در ندارد ؟ گفتند : ميان ما كسى دزد نيست و هيچ كس هم مورد سوء ظن نيست و همگان امين هستند . پرسيد : چرا ميان شما اميران نيستند ؟ گفتند : بدان سبب كه به يك ديگر ستم نمىكنيم . پرسيد : چرا حاكم نداريد و كسى بر شما پادشاه نيست ؟ گفتند : مال اندوزى نمىكنيم و ستيزه‌جويى نداريم . پرسيد : چرا بر يك ديگر برترى نمىجوييد و تفاوتى نداريد ؟ گفتند : چون بر يك ديگر مهربانيم و با يك ديگر مواسات مىكنيم . پرسيد : چرا اختلاف با يك ديگر نداريد و نزاع نمىكنيد ؟ گفتند : به مناسبت الفت دلهاى ما با يك ديگر و اصلاح ميان خودمان . پرسيد : چگونه است كه به يك ديگر دشنام نمىدهيد و قتلى ميان شما اتفاق