الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

643

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

كعبه برگزيده است « سبحان اللَّه » ، « الحمد للَّه » « لا إله الا اللَّه » و « اللَّه اكبر » است و كعبه از اين جهت كعبه ناميده شده كه ميان دنياست و مكه بهترين شهرها و برترين سرزمينها و نخستين زمينى است كه بر روى آب پديد آمده است . « 1 » ( 1 ) خداوند متعال فرموده است « نخستين خانه‌يى كه براى مردم وضع شده است ، همان است كه در بكه است و مبارك است . » و چون خداوند متعال سرزمين مكه را بر روى آب آفريد ، ديگر سرزمين‌ها را از زير آن بگسترانيد و اين است معنى گفتار خداى عز و جل كه در آيهء 30 سورهء هفتاد و نهم ( و النازعات ) فرموده است « و زمين را پس از آن گسترانيد . » « 2 » از فضيلتهاى بزرگ مكه ، اين است كه خداوند متعال آن را حرم قرار داده است و محل بهترين گذشتگان و آيندگان يعنى پيامبر ما محمد ( ص ) است و محل رشد و پرورش آن حضرت و جايگاه برانگيخته شدن ايشان به پيامبرى است و مكه در نظر رسول خدا ( ص ) دوست داشتنىتر و محبوب‌تر سرزمين‌هاست . ( 2 ) مقاتل بن سليمان مىگويد : چون پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت فرمود ، همين كه در جحفه كه ميان مكه و مدينه است رسيد و راه مكه را ديد ، مشتاق مكه شد و از محل تولد خويش و نياكانش كه آنجا بود ياد آورد . جبريل ( ع ) به حضورش آمد و گفت : آيا به شهر و محل تولد خود مشتاقى ؟ فرمود : آرى ، جبريل گفت : خداوند عز و جل مىفرمايد « همانا آن كس كه بر تو قرآن را واجب ساخت ، هر آينه باز گردانندهء تو است به جاى بازگشت » ( بخشى از آيهء 86 سورهء بيست و هشتم ، قصص ) ، يعنى تو را به مكه برمىگرداند در حالى كه بر آن پيروز شده باشى . « 3 » مردى از بنى زهرة مىگويد ، پيامبر ( ص ) را سوار بر ناقهء خود در حزورة « 4 » ديدم و خطاب به مكه مىفرمود : به خدا سوگند كه تو بهترين زمين خدا و دوست داشتنىتر زمينهاى خدا در نظر منى و اگر مرا از تو بيرون نمىكردند ، هرگز نمىرفتم . « 5 »

--> ( 1 ) . به نقل از علل الشرائع صدوق ( رضي الله عنه ) ، در بحار الانوار ، ص 65 ، ج 99 ، آمده است . م . ( 2 ) . در تفسير برهان ، ص 300 ، ج 1 ، نظير اين روايت ، آمده است . م . ( 3 ) . تفسير ابو الفتوح رازى ، ص 491 ، ج 8 ، چاپ مرحوم آقاى شعرانى . م . ( 4 ) . حزورة ، نام بازار مكه است و اين روايت در معجم البلدان ياقوت حموى ، ص 271 ، ج 3 ، چاپ 1906 ميلادى ، مصر ، ذيل همين كلمه آمده است . م . ( 5 ) . اين روايت در ترجمهء دلايل النبوة بيهقى ، ص 175 ، ج 2 ، به قلم اين بنده هم آمده است . م .