الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

644

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

و روايت شده است كه پرندگان براى رعايت تعظيم كعبه ، از فراز آن پرواز نمىكنند . ( 1 ) مجلس شصت و هفتم در ذكر فضل مدينه و بيت المقدس و كوفه ( 2 ) خداوند متعال در آيهء هفتاد و هشتم سورهء هفدهم ( الاسراء ) فرموده است « و اگر بخواهند ، هر آينه بجنبانندت از زمين تا بيرون كنند تو را از آن و آنگاه درنگ نكنند ( پس از تو ) همراه تو مگر اندكى . » تا آنجا كه فرموده است « بگو آمد حق و نابود شد باطل و بتحقيق كه باطل نابودشدنى است . » ( 3 ) ابن عباس مىگويد : چون پيامبر ( ص ) به مدينه آمدند ، يهوديان بر امامت ايشان در آن شهر حسد ورزيدند و چون مرتب شدن كارهاى ايشان را ديدند ، همگى به يك ديگر گفتند ما از بودن اين مرد در اين شهر ناراحتيم و در امان نيستيم كه دين ما را تباه نكند . روزى به حضور پيامبر آمدند و پرسيدند : آيا تو پيامبرى ؟ فرمودند : آرى ، پرسيدند : از جانب خدا ؟ فرمودند آرى . گفتند : بنا بر اين خودت مىدانى كه اين شهر سرزمين پيامبران نيست و سرزمين پيامبران ، شام است كه ابراهيم ( ع ) و پيامبران پس از او ، آنجا بودند و اگر تو نيز پيامبرى همچون ايشان هستى به شام برو كه اگر پيامبر باشى ، خداوند به زودى در آن شهر تو را از روميان محفوظ خواهد داشت كه آنجا سرزمين مقدس و محل حشر است و مدتهاست كه پيامبران در اين سرزمين ( مدينه ) نبوده‌اند . گويد پيامبر ( ص ) در سه ميلى مدينه اردو زدند تا مستقر شوند و يارانشان آنجا جمع شوند . در اين هنگام جبريل فرود آمد و آن آيه را آورد كه مقصود اين است ، يهوديان مىخواهند تو را از مدينه بيرون كنند و به شام روانه دارند و در آن صورت آنان اندكى پس از تو آنجا مقام خواهند داشت و سپس هلاك مىشوند و اين آيين و سنت من است كه گروههايى را كه نسبت به پيامبران سركشى ، مىكنند ، نابود مىسازم و آنان را در حالى كه پيامبرشان ميان ايشان باشد ، نابود نمىسازم ولى همين كه پيامبرشان از پيش ايشان برود عذاب مىشوند . و پيامبر ( ص ) به مدينه برگشتند و به ايشان اين آيه از همان سوره وحى شد كه مىفرمايد « و بگو پروردگارا درآور مرا در آوردن راستى و بيرون آور مرا بيرون آوردن راستى ، قرار ده براى من از نزد خودت حجتى يارى دهنده . » يعنى مرا به مدينه درآور و سپس به مكه برسان و خداوند دعاى ايشان را برآورده